کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
 


کیانا وحدتی
و من در پهنه ی این انتظار آشنا رفتنت را می بینم بی آنکه هرگز آمدنت را ... امّا هر...

جزئیات بیشتر...




پدیده های شگفت انگیز طبیعت (2)
6ـ سوپر سل (supercell) سوپرسل نوعی توفان شدید است که معمولا قبل...

جزئیات بیشتر...



طنز

بداهه سرایی ملک الشعرای بهار
پدر محمد تقی بهار نیز مانند خود او لقب ملک الشعرایی داشته است. وقتی بهار جوان بعد از مرگ پدر مطرح شد و مدعی عنوان ملک الشعرایی، برخی در قوت طبع شعر او تردید کردند و او را به امتحانی بسیار دشوار مکلف نمودند. امتحان از این قرار بود که بهار می‌بایست در مجلسی حضور پیدا کند و با

کل کل شعری سیمین بهبهانی و ابراهیم صهبا
این مناظره شعری با شعر ” آزار ” سیمین بهبهانی شروع می شود : و با جوابیه رند تبریزی پایان می گیرد . یا رب مرا یاری بده ، تا سخت آزارش کنم هجرش دهم ، زجرش دهم ، خوارش کنم ، زارش کنم از بوسه های آتشین ، وز خنده های دلنشین صد شعله در جانش زنم ، صد فتنه در کارش کنم در پیش چشمش

خدا خر را آفرید
خدا خر را آفرید و به او گفت: تو بار خواهی برد، از زمانی که تابش آفتاب آغاز می شود تا زمانی که تاریکی شب سر می رسد.و همواره بر پشت تو باری سنگین خواهد بود.و تو علف خواهی خورد و از عقل بی بهره خواهی بود و پنجاه سال عمر خواهی کرد و تو یک خر خواهی بود. خر

عبید زاکانی
(( کلاه و کچل )) کچلی از حمّام بیرون آمد و دید که کلاهش را دزدیده‌اند. داد و فریادی راه انداخت و کلاهش را از حمّامی خواست. حمّامی گفت: « من کلاه تو را ندیده‌ام و تو چنین چیزی به من نسپرده‌ای . شاید اصلاً کلاهی بر سر نداشته‌ای » کچل گفت: « انصاف بده ‌ای مسلمان! آخر این سر من

عدالت ملانصرالدین
سه پسر‌بچه با ۱٠ گردو به پیش ملانصرالدین می‌روند و از او می‌خواهند آنها را بینشان تقسیم کند. ملا می‌پرسد: "با معیار عدالت آسمانی می‌خواهید بینتان تقسیم کنم یا معیار عدالت زمینی؟" بچه‌ها با خود می‌گویند لابد عدالت آسمانی بهتر است. لذا از ملا می‌خواهند با عدالت آسمانی تقسیم کند. ملا ۸ گردو به

نامه ی دختر ایرانی به جومونگ
سلام آقای جومونگ .امیدوارم حالتان خوب باشد و ملالی در وجود شریف نباشد. اگر از احوال اینجانب و سایر هموطنان بپرسید بنده که مخلص جناب عالی و تمام اعضای گروه دامون هستم . هموطنان هم همگی دوست دار جناب عالی هستند و هر جمعه و سه شنبه مشتاقانه پای تلویزیون می نشینند تا جمال مبارک جنابعالی ویاران را

ملانصرالدین و دیگ همسایه
روزی ملا به در خانه ی همسایه رفت و از او درخواست یک دیگ را نمود. همسایه ظرف را داد... . بعد از چند روز بعد ملا دیگ را به همراه یک دیگچه آورد. . همسایه با تعجب پرسید که دیگچه دیگر چیست؟ ملا پاسخ داد که دیگ یک دیگچه زایید و همسایه با خوشحالی پذیرفت. چند روز بعد

ادبیات پشت کامیونی!
به مادرت رحم کن کوچولو! یه بار پریدی موتوری دوبار پریدی موتوری آخر میفتی موتوری! دست بزن ولی خیانت مکن داداش مرگ من یواش! از عشق تو لیلی......رفتم زیر تریلی اگه داری این نوشته رو میبینی فاصلت خیلی کمه زیادش کن! بوق نزن تندتر از این نمیره! دریای غم اردک ندارد! ای کاش

شنیدم در زمان خسرو پرویز....
شنیدم در زمان خسرو پرویز گرفتند آدمی را توی تبریز به جرم نقض قانون اساسی و بعض گفتمان های سیاسی ولی آن مرد دور اندیش، از پیش قراری را نهاده با زن خویش که از زندان اگر آمد زمانی به نام من پیامی یا نشانی اگر خودکار آبی بود متنش بدان باشد

داستان ایرانی ها در بهشت و جهنم
میگن یه روز جبرئیل میره پیش خدا گلایه میکنه که: آخه خدا، این چه وضعیه؟ ما یک عده ایرونی توی بهشت داریم که فکر میکنن اومدن خونه باباشون! به جای ردای سفید، همه شون لباس های مارک دار و آنچنانی میخوان! بجای پابرهنه راه رفتن کفش نایک و آدیداس درخواست میکنن. هیچ کدومشون از بالهاشون استفاده نمیکنن، میگن

ماهیگیری عیسی و موسی!


داستان چهار برادر !
چهاربرادر خانه شان را به قصد تحصیل ترک کردند و آدم های موفقی شدند. چند سال بعد، بعد از میهمانی شامی که با هم داشتند در مورد هدایایی که برای مادر پیرشون که دور از آنها در شهر دیگری زندگی می کرد ، صحبت میکردند. اولی گفت : من خانه بزرگی برای مادرم ساختم. دومی گفت : من یک سالن سینمای یکصد هزار

مرگ الاغ
مردی جیره غذایی الاغ خود را نصف کرد دید الاغ باز هم مثل گذشته کار می کند! باز هم نصف کرد و الاغ باز هم کار کرد !! مرد به طمع افتاد و جیره را قطع کرد. الاغ سرش را پایین انداخت و کار کرد و بعد از یک هفته مُرد!! صاحب خر ، عزادار خر خود بود و به شدت زاری میکرد . وقتی دوستان دلداری اش دادند ، در جواب

گاوها پرواز نمی کنند
One day I was playing little bird in the sky dropped a shit on my eye I didn't scream I didn't cry I just thanked god that cows don't fly روزی در حال بازی بودم پرنده کوچکی در آسمان... بر روی چشمانم فضله کرد ! من فریاد نکشیدم ... گریه نکردم

مردها کاین گریه در فقدان همسـر می کنند...
مردها کاین گریه در فقدان همسـر می کنند بعد مرگ همسـر خود، خاک بر سر می کنند! خاک گورش را به کیسه، سوی منزل می برند! دشت داغ سینه ی خود، لاله پرور می کنند چون مجانین! خیره بر دیوار و بر در می شوند خاک زیر پای خود، از گریه، هی! تر می کنند روز و شب با عکس او، پیوسته صحبت

فرق دیوانه با احمق
خودروی مردی در هنگام رانندگی، درست جلوی حیاط یک تیمارستان پنچر شد و ناچار شد همانجا به تعویض لاستیک بپردازد . هنگامی که سرگرم این کار بود، ماشین دیگری به سرعت از روی مهره های چرخ که در کنار ماشین بودند گذشت و آنها را به درون جوی آب انداخت و آب مهره ها را برد . مرد سرگردان مانده بود که چه کار

زن ذلیل!!


جواب احمق چیست؟ و پاسخ چرچیل!
یه روز چرچیل داشته از یه کوچه باریکی که فقط امکان عبور یه نفر رو داشته رد میشده، از روبرو یکی از رقبای سیاسی زخم خورده اش می رسه... بعد ازاینکه کمی تو چشم هم نگاه می کنن... رقیبه می گه: من هیچ وقت خودم رو کج نمی کنم تا یه آدم احمق از کنار من عبور کنه... چرچیل در حالیکه خودش روکج می

هیچ نسلی نسوخته
اگر از آن دسته هستید که، مثل من، به "سوختگی نسل‌ها" اعتقاد ندارند، که هیچ... اما اگر مثل بعضی‌ها فکر می‌کنید که همه‌ی کسانی که پنج سال زودتر از شما به دنیا آمدند به جایی رسیدند و از مواهبی بهره بردند که تخم آن را ملخ خورد و چیزی برای شما باقی نگذاشت و تمام کسانی که بعداً به دنیا آمدند صاحب امکاناتی

آیا میدانید دیب چیه؟
یارو زبونش می‌گرفته ، می‌ره داروخونه می‌گه: آقا دیب داری؟ کارمند داروخونه می‌گه: دیب دیگه چیه؟ یارو جواب می‌ده: دیب دیگه - این ورش دیب داره ، اون ورش دیب داره. کارمنده می‌گه: والا ما تا حالا دیب نشنیدیم - چی هست این دیب ؟! یارو می‌گه: بابا دیب ، دیب طرف می‌بینه نمی‌فهمه ، می‌ره

درس خواندن پسرها و دخترها
دخترها: بعضی از اونا واقعاً می خونند وقتی میرن سر کتاب تا یکی دو ساعت دیگه کلشونو از کتاب بر نمی دارند . عادت دارند زیر مطالب کتاب خط بکشند که بعدا بخونند بعضی هاشون هم که مثلا درس می خونند کتاب جلوشونه چشمشون هم روی کتابه ولی حواسشون یه جای دیگست ... یه عده ای هم هستند که به بهونه

سه طنز
۱ـ .شخصی نزد طبیبی رفت و گفت : دردی دارم آن راعلاج کن طبیب پرسید چه دردی داری ؟ مریض گفت : چند روز است که موی من درد می کند! طبیب پرسید : امروز چه خورده ای ؟ مریض گفت : نان و یخ! طبیب گفت : سبحان الله نه دردت به درد آدمیان می ماند و نه غذایت به غذای عالمیان! ۲ـ

معنی عشق
عشق ،یعنی که تکان خورده و سرپا بشویم زورکی هم که شده در دل هم جا بشویم دست در دست هم اصلا ندهیم و نرویم مگر آن وقت که دیوانه و تنها بشویم عینک تیره و تیپ و هیجان و بلوتوث همه جا چشم به راه اس ام اس ها بشویم عشق ، یعنی من و تو ، هیچ نگوییم

راز آفرینش
خدا خر را آفرید و به او گفت: تو بار خواهی برد، از زمانی که تابش آفتاب آغاز می شود تا زمانی که تاریکی شب سر می رسد. و همواره بر پشت تو باری سنگین خواهد بود. و تو علف خواهی خورد و از عقل بی بهره خواهی بود و پنجاه سال عمر خواهی کرد. خر به خداوند پاسخ داد: خداوندا! من می خواهم خر باشم، اما

شکایت های عجیب
کشورها بنا بر قوانین ومقررات شاهد شکایات بسیار جالب و عجیب و غریبی هستند ، این هم برخی از عجیب ترین شکایات مطرح شده ... یک سارق زندانی نیز علیه مسئولان زندان شکایت کرد. چرا که مسئولان زندان به او دئودورانت رایگان نمی دادند! یک بیمار سرطانی نیز به دلیل آنکه در مدت زمانی

علت دیوانگی
پزشک قانونی به تیمارستان دولتی سرکشی می‌کرد. مردی را میان دیوانگان دید که به نظر خیلی باهوش می‌آمد. او را پیش خواند و با کمال مهربانی پرسید که: شما را به چه علت به تیمارستان آورده‌اند؟ مرد در جواب گفت: آقای دکتر! بنده زنی گرفته‌ام که دختر هجده‌ساله‌ای داشت. یک روز پدرم از این دختر خوشش

فرق نیمرو درست کردن آقایان و خانم ها !
خانمها چطور نیمرو درست میکنن؟ ۱-ماهیتابه را میزارن رو گاز ۲- توی ماهیتابه روغن میریزن ۳- اجاق گاز زیر ماهیتابه رو روشن میکنن ۴- تخم مرغها رو میشکنن و همراه نمک توی ماهیتابه میریزن ۵- چند دقیقه بعد نیمروی آماده رو نوش جان میکنن آقایون چطور نیمرو درست میکنن؟

پدر زن یا مادر زن!
زنی سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند. یکروز تصمیم گرفت میزان علاقه ای که دامادهایش به او دارند را ارزیابی کند. یکی از دامادها را به خانه اش دعوت کرد و در حالی که در کنار استخر قدم میزدند از قصد وانمود کرد که پایش لیز خورده و خود را درون استخر انداخت. دامادش فوراً

راههای پولدار شدن؟!
سه راه برای پولدار شدن وجود دارد یا بابات برات پول در بیاره یا بابای مردم رو برای پول دربیاری یا بابات دربیاد تا پول در بیاری شما راه دیگه ای به نظرتون میرسه؟

پارازیت
پارازیت ۱ـ با مرگ مغزی ، افکارش یتیم شد ۲ـ در مواقع تنهایی ، بهترین همراه ، تلفن همراهم است ۳ـ گورستان ، سالن غذاخوری حیوانات موذی است ۴ـ همیشه خودکارم به احترام کاغذ سفید ،کلاه را از سر بر میدارد ۵ـ از ترس سانسور خیلی از نوشته هایم مفقودالاثر

خانم ها حالشو ببرند...
خانم ها حالشو ببرند... با عذرخواهی از انگشت شمار مردان متفاوت طنز ه هاااااااااااااااااااااااااااااااا...! زن خودش را خوشگل میکند چون خوب فهمیده که چشم مرد تکامل یافته تر از عقل اوست. دوریس ری هر زنی از سر هر مردی زیاد است. ژان پل سارتر مردها

وصیت نامه
بعد مرگم نه به خود زحــمت بسیار دهید نه به من بر سـر گور و کفن آزار دهید نه پی گورکن و قاری و غسال رویـــد نه پی سنگ لحد پــول به حجار دهید بده هر عضو مرا از پس مرگــم به کسی که بدان عضو بود حاجت بسیار دهید این دو چشمان قوی را به فلان چشــم‌چران که

پیر زن بی دندون
تعدادى پیرزن با اتوبوس عازم تورى تفریحى بودند. پس از مدتى یکى از پیرزنان به پشت راننده زد و یک مشت بادام به او تعارف کرد. راننده تشکر کرد و بادام‌ها را گرفت و خورد. در حدود ٤٥ دقیقه بعد دوباره پیرزن با یک مشت بادام نزد راننده آمد و بادام‌ها را به او تعارف کرد. راننده باز هم تشکر کرد و بادام‌ها

شاهکار ادبی غضنفر
در شبی که خورشید تابناک در وسط آسمان می درخشید پیرمردی جوان تنها همراه با خانواده اش در سکوت گوشخراش خیابان قدم زنان ایستاده بود

چرا سوال بیهوده ؟!2
داریم لوازم میزاریم توی ماشین که بریم مسافرت. همسایمون میگه دارید میرید مسافرت؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ قراره از امشب توی ماشین زندگی کنیم به مامانم میگم قوری کجاست ؟ میگه میخوای چای بخوری ؟! پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام دست بکشم روش شاید غولی چیزی ازش

جملات بامزه ی فامیل دور:
- یه وقتایی حسش نیست غصه بخوری،غصه رسما تورو می‌خوره! - بیشترین شکست هایی که تو زندگیم خوردم بخاطر دروغهایی بود که باید میگفتم و نگفتم! - شانس یکبار در خونه آدم رو میزنه،بدشانسی دستش رو از رو زنگ بر نمیداره،بدبختی هم که کلا کلید داره ! - وقتی توی یک

از ایرادات مهم و بجای یک آقای خانه !


شکولاکس !!!! ...
نزدیکی‌های ساعت ٩ صبح بود که تقریبا همه اعضای گمرک خرمشهر برای بازکردن و تفتیش چند صندوق چوبی بزرگ خوش ظاهر که از آمریکا آمده بود گرد یکدیگر جمع شدند. پیشخدمت‌ها با تیشه و تبر به کندن میخ و تخته‌های روی جعبه مشغول شدند و پس از آن که پوشال روی صندوق‌ها را پس زدند بوی خوشی برخاست که همه مطمئن

خسیس
زندگى پس از مرگ رئیس: شما به زندگى پس از مرگ اعتقاد دارید؟ کارمند: بله! رئیس: خوب است. چون وقتى صبح امروز براى شرکت در مراسم تشییع جنازه پدربزرگتان اداره را ترک کردید، او به اینجا آمد و گفت که مى خواهد شما را

اختراعات و اکتشافات زنان و مردان
مرد کلمه را کشف کرد و مکالمه را اختراع کرد. زن مکالمه را کشف کرد و شایعه اختراع شد! مرد قمار را کشف کرد و کارت‌های بازی را اختراع کرد. زن کارت‌های بازی را کشف کرد و جادوگری اختراع شد! مرد کشاورزی را کشف کرد و غذا اختراع شد. زن غذا را کشف کرد و رژیم غذایی را اختراع کرد!

مهندس!
گرفتم بعد عمری مدرکی چند! و اینجانب شدم حالا مهندس ندانستم که ریزد از چپ و راست! زپایین و از آن بالا مهندس: غضنفر گاری اش را هول نمیداد ! دهِ یالا هول بده یالا مهندس تقی هم چونه میزد کنج بازار! نمی ارزه واسم والا مهندس *** به مرد قهوه چی

پدر زن بهتره یا مادر زن؟
زنی سه دختر داشت که هر سه ازدواج کرده بودند. یکروز تصمیم گرفت میزان علاقه ای که دامادهایش به او دارند را ارزیابی کند. یکی از دامادها را به خانه اش دعوت کرد ودر حالی که در کنار استخر قدم میزدند از قصد وانمود کرد که پایش لیز خورده و خود رادرون استخر انداخت. دامادش فوراً شیرجه رفت توی آب و او

خاطرات مردی که زنش به مسافرت رفته بود!!
شنبه: زنم برای یک هفته به دیدن مادرش رفته و من و پسرم لحظاتی عالی را خواهیم گذراند. یک هفته تنها . عالیه. همه چیز را به خوبی محاسبه کرده ام. وقت برای شستن ظرفها، مرتب کردن خانه و خرید کردن و همه روی کاغذ نوشته شده است. چقدر هم وقت آزاد برایم میماند. چرا زنها آنقدر از دست این کارهای جزیی و ساده

حال و روز ما!!!


شیخ عرب
پسر یک شیخ عرب برای تحصیل به آلمان رفت. یک ماه بعد نامه ای به این مضمون برای پدرش فرستاد: «برلین فوق‏العاده است، مردمش خوب هستند و من واقعا اینجا را دوست دارم، ولی یک مقدار احساس شرم می‏کنم که با مرسدس طلاییم به مدرسه بروم در حالی که تمام دبیرانم با ترن جابجا می‏شوند.»

معتاد
از یه معتاد می پرسند چه جوری معتاد شدی ؟میگه قرار بود فقط روزهای تعطیل بکشم از بد شانسی خوردیم به تعطیلات نوروزی

هرگز زود قضاوت نکن !!! ...
یک روز کارمند پستی که به نامه هایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می کرد متوجه نامه‌ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه ای به خدا ! با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند...در نامه این طور نوشته شده بود : خدای عزیزم بیوه زنی 83 ساله هستم که زندگی‌ام با

آفرین
صیادی مرغی را هدف قرار دادو تیرش به خطا رفت و مرغ پرواز کرد.شخصی که ناظر جریان بود با صدایی بلند گفت:آفرین آفرین. صیاد عصبانی شد وبه وی گفت:مرا مسخره می کنی؟ گفت:خیر،آفرین من به آن مرغ است که به موقع پرواز کرد و رفت!

کاریکلماتور
کاریکلماتور ۱ـ بعضی ها خیاط نیستند ، اما خوب به آدم وصله می چسبانند. ۲ـ برای آنکه حقیقت فاش نشود ، ماه تصمیم گرفت پشت ابر بماند. ۳ـ بعضی از آدمها ، قبل از اتمام تاریخ مصرفشان فاسد میشوند. ۴ـ وقتی به طنز سیاه می اندیشم ، سیاه سرفه میگیرم. ۵ـ بعضی ها باند

دزدی عمر
از کسی پرسیدند:« چند سال داری؟» گفت:« هجده، هفده، شاید شانزده، احتمالا پانزده...! » رندی گفت:« از عمر چرا می دزدی؟ این طور که تو پس پس می روی، به شکم مادرت باز می گردی!» مولوی، « مثنوی »



املاک A4A: طراحی سئو