کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
 


کیانا وحدتی
... کنون که می روی تمام عزم لحظه های من ، فدای عزم لحظه های تو شبانگاه بی فروغ من ،...

جزئیات بیشتر...




شهر کلن
پیش روی در کنار سواحل راین (Rhine) و احاطه شدن توسط مناظر زیبای...

جزئیات بیشتر...



دریای خرد

از دی که گذشت هیچ از او یاد مکن....فردا که نیامده است فریاد مکن بر آمده و نامده بنیاد
خیام

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق ..... ثبت است بر جریده عالم دوام ما مستی به چشم شاهد دلبند
حافظ

آیینه چون نقش تو بنمود راست _ خود شکن، آیینه شکستن خطاست
ناصر خسرو

هنوز هم نمی‌دانم هر سال که می‌گذرد یک سال به عمرم اضافه می شود یا یک سال از عمرم کم
گاندی

دوست نزدیکتر از من به من است وین عجب تر که من از وی دورم چکنم با که توان گفت که دوست
سعدی

مرا به کعبه چه حاجت! طواف می کنم "مادری" را که برای لمس دستانش هم وضو
ناشناس

درد من تنهایی نیست، بلکه مرگ ملتی است که گدایی را قناعت، بی عرضگی را صبر و با تبسمی بر لب این
گاندی

می رسد روزی که بی من روز ها را سر کنی می رسد روزی که مرگ عشق را باور
کیانا وحدتی

اوقات خوش آن بود که با دوست بسر رفت _ باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود
حافظ

جهان سوم جایی است که هر کس بخواهد مملکتش را آباد کند خانه اش خراب می شود و هر کس بخواهد خانه
پروفسور حسابی

شاید زندگی آن جشنی نباشد که آرزویش را داشتی، اما حالا که به آن دعوت شدی تا می توانی زیبا برقص
چارلی چاپلین

کودک که بودم می خواستم دنیا را تغییر دهم . بزرگتر که شدم متوجه شدم دنیا خیلی بزرگ است و من
نوشته روی قبر کشیشی از کلیسای وست مینستر

موسیقی یعنی اندیشه، یعنی هستی را باید کردن، یعنی صدای باران را آهنگ زندگی کردن، موسیقی یعنی در
کیانا وحدتی

لحظه ها را میگذراندیم تا به خوشبختی برسیم غافل از اینکه خوشبختی در آن لحظه ها بود که گذراندیم!
دکتر شریعتی

هیچ تجربه ای برای یک آفتابگردان، تلخ تر از هرزگی آفتاب نیست. خسته ام از روزهایی که بدنبال
کیانا وحدتی

بیرون ز تو نیست، هر چه در عالم هست از خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی


در نبرد بین انسانهای سخت و روزهای سخت این انسانهای سختند که می مانند نه روزهای سخت.
ناشناس

بیا ببین که چه کرده ای با بلوغ حقیقت عشق بیا مرا ببین در التهاب شعله سرکش درد بیا ببین رها
کیانا وحدتی

وقتی تو مثل همیشه سایه ی نگاه آرامت را از نوجوانه های عطشم دریغ میکنی نمی فهمی... و نمی
کیانا وحدتی

ترجیح می دهم با کفشهایم در خیابان راه بروم و به خدا فکر کنم تا این که در مسجد بنشینم و به کفشهایم
دکتر شریعتی

ساعتی میزان آنی ساعتی موزون این _____ بعد از این میزان خود شو تا شوی موزون خویش
مولانا

... نمی دانم اکنون که حادثه معنای تقدیر به خود گرفته دیگر به اتهام زمان ایمان آورده
کیانا وحدتی

... به باغ پنجره ها سوگند میان عهد و سرشاری میان فکر و بیداری
کیانا وحدتی

هنوز باورم نمی شود که رفته ای هنوز باورم نمی شود تو بوده ای که اینچنین غرور عشق را به
کیانا وحدتی

به روشنای اشراق آفتاب چه بی ادعا ... غروب غرور مرا فهمید ! به جرأت زمین چه صادقانه از
کیانا وحدتی

وقتی هوا خیس می شود دلم بهانه ی تو را می گیرد و گونه هایم ؛ بوی خاک باران زده می دهند
کیانا وحدتی

یک اتفاق بود روزی که آمدی و رهگذرانه درگاه را از غربت رهاندی روزی که آمدی و پنجره را در
کیانا وحدتی

اکنون که رفته ای من مانده ام و فریادهایی چند ... از حرف هایی که باید بودن تو بود حکم
کیانا وحدتی

بزرگ ‌ترین مصیبت برای یک انسان این است که نه سواد کافی برای حرف زدن داشته‌ باشد، نه شعور لازم برای
ژان دلابرویه

. در جستجوی قلبِ زیبا باش نه صورتِ زیبا زیرا هر آنچه زیباست همیشه خوب نمیماند امـا
" ناشناش "

منم که برای ماندنم بهانه می جویم
کیانا وحدتی

باورت نمی شود که من وارهاده در میان حیرت کنون مانده با کورسویی از فانوس خاطرات دور در
کیانا وحدتی

در بیان این سه کم جنبان لبت ...... از ذهاب و از ذهب وز مذهبت . ذهاب : جایی که
مولانا

با من سخن بگو ای جلوه ی حضور ای مطلق نبود ای سایه ی وجود با من سخن
کیانا وحدتی

دلم که به نگاه تو ماند ، حال و روز لحظه همین است ... مرا ببخش ... زمن مپرس چرا ، چگونه
کیانا وحدتی

در دنیا جای کافی برای همه است پس به جای اینکه جای کسی را بگیری سعی کن جای خودت را پیدا
چارلی چاپلین

انتظار من از لحظه های امشب و هر شب به وسعت لحظه های رسیدن، بار رحیل بسته است ! آری دگر این
کیانا وحدتی

پرسیدم دوست بهتر است یا برادر ؟ گفت دوست برادری است که انسان مطابق میل خود انتخاب می کند.
امیل فاگو

دستانی که کمک می کنند پاکتر از دستهایی هستند که رو به آسمان دعا می کنند.
کوروش کبیر

ایمان بیاوریم به زندگی مرا به ترنم قطره های باران قسم داده اند که لحظه های عمرم را با خیال سرد
کیانا وحدتی

خدایا؛ اون عشق بزرگی که من دنبالش بودم اون اتفاق عظیمی که مطمئن بودم باید بیفته تا زندگیم زیر
کیانا وحدتی

وقتی که تنها چشمه روی زمین چشم من است ،لازم است که این چشمه همیشه خیس بماند.
کیانا وحدتی

و من در پهنه ی این انتظار آشنا رفتنت را می بینم بی آنکه هرگز آمدنت را ... امّا هر
کیانا وحدتی

کاش می شد کوچه باغ عشق را در میان گامهای خسته ای تقسیم کرد کاش می شد در نگاه سرد
کیانا وحدتی

شاد بودن تنها انتقامی است که می توان از زندگی گرفت تهیه کننده سند: غریبه
چه گوارا

میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز
حافظ

... پس از تو هجوم گریه و درنگ بغض زمان پس از تو درغبار غروب ، شکست انحنای افق پس از تو
کیانا وحدتی

زندگی تفسیر سه کلمه است خندیدن, بخشیدن و فراموش کردن ,پس بخند ,ببخش و فراموش کن.
ناشناس

دود اگر بالا نشیند کسر شان شعله نیست _ جای چشم ابرو نگیرد گر چه او بالاتر است گر ببینی ناکسی
ناشناس

من بودم و سیاهی شب های بی صدا من بودم و سکوت زخمی آهنگ های تو من بودم و گریه در عمق غربتم
کیانا وحدتی



املاک A4A: طراحی سئو