کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
 


کیانا وحدتی
وقتی تو مثل همیشه سایه ی نگاه آرامت را از نوجوانه های عطشم دریغ میکنی نمی فهمی... و نمی...

جزئیات بیشتر...




گفتگو با طبیعت
جنبش های معنوی عصر جدید, مایکل جی رودز, شکوه عبداللهی, یاهو, 1387,...

جزئیات بیشتر...



زبان و ادبیات

کارکردهای ادبیات
1. ادبیات هنری است که می تواند لذت آفرین باشد ،از آن جهت که زیبا و والاست؛ لذت حاصله از زیبایی ووالایی نصیب روح آدمی می شود. و منفعت مادی در آن متصور نیست. 2. ادبیات ابزار بیان احساسات وهیجانات و مکنونات درونی انسان است؛ لحظه های شاعرانه وشهودی حاوی آگاهی هایی فراتر از قلمرو عقل است

ادبیات حماسی
حماسه نوعی از اشعار وصفی است که مبتنی بر توصیف اعمال پهلوانی و مردانگی ها وافتخارات وبزرگی ها ی قومی یا فردی است. به نحوی که شامل مظاهر مختلف زندگی آنان گردد. در شعر حماسی دسته ای از اعمال پهلوانی خواه از یک ملت باشد و خواه از یک فرد، به صورت داستان و یا داستان هایی در می آید که ترتیب ونظم

ادبیات تعلیمی
ادبیات تعلیمی،نوشته ها وآثاری است که برای خواننده ودریافت کننده پیام دانش و معارفی را بیان کند ویا تعلیماتی از قبیل علوم فلسفی،مذهبی ودیگر علوم را انتشار دهد. در طول سالیان گذشته و قرن هایی که بر ادبیات فارسی گذشته آثار بسیاری در ادب تعلیمی چه در شعر وچه در نثر پدید آمده است که هر کدام دریایی

دوره بازگشت ادبی
در اواخر دوران صفویه ودوره نادرشاه افشار،در میان بعضی از ادیبان وشاعران ،اندیشه هایی در رد سبک هندی پدید آمد و این اندیشه ها در دوران کریم خان زند به نهضتی ادبی تبدیل گردید.در دوره ی زندیه،شاعرانی چون مشتاق اصفهانی ،عاشق اصفهانی و طبیب و لطفعلی خان آذر بیگدلی در مجامع ادبی خود تصمیم گرفتند که به

ادبیات غنایی
آن دسته از آثار ادبی که حاوی احساس ها ،هیجان ها،اندیشه ها و عواطف فردی شاعر یا نویسنده وتجربه های فردی اوست ادبیات غنایی نام گرفته است.اشعارعاشقانه،عارفانه که بیشترین حجم ادبیات جهان را تشکیل می دهند از این نوع ادبی هستند. استاد محمد رضاشفیعی کدکنی اعتقاد دارد که بر خلاف معتقدین شعر غرب که شعر

شعر نیمایی
نیما در سال 1284 خورشیدی در یوش مازندران متولد شد.بعد ها در مدرسه ی سن لوئی در تهران زبان فرانسوی را آموخت و به تشویق استاد خود«نظام وفا» به شاعری پرداخت شعرهای اولیه یا تمرینهای شاعری او نوعی تقلید از شیوه ی کلاسیک فارسی است.نخستین شعری که نیما به چاپ رسانید،قصه ی رنگ پریده نام دارد. در این

نثر سده ی سوم وچهارم ه.ق تا نیمه نخست قرن پنجم(نثر ساده و مرسل)
در این دوره دو نوع نثر سامانی وغزنوی را متمایز ساخته اند. نثر دوره ی سامانی ،ساده و مرسل است. در این نثر هنروری های ادبی وفنی مرسوم نیست وجنبه ی اطلاع رسانی بر جنبه های هنری زبان غلبه دارد. مقدمه ی شاهنامه ی ابومنصوری (نوشته 346ه.ق)ترجمه تاریخ طبری که توسط ابوعلی بلعمی وزیر سامانی در سال 352ه.ق

نثر قرن ششم
در این دوره تحت تأثیر نثر عربی،شیوه ی دیگری در نثر به وجود آمد که به نثر فنی معروف است.در این نوع نثر هدف نویسنده علاوه بر بیان مفاهیم و معانی ، نشان دادن مهارت در انتخاب واژگان و تلفیق و تنظیم آنها نیز هست.اختصاصات عمده نثر فنی که در کتب این دوره از بسامد بالایی برخوردار است عبارتند از:استفاده از

نثر قرن سیزدهم
آرامش نسبی که در ایران،بعد از انقراض افشاریه و روی کارآمدن زندیه به وجود آمد و همچنین تعدد مراکز فرهنگی و ادبی باعث تمدن و دگرگونی در زبان و ادبیات فارسی شد،تحول شیوه ی نثر در این دوره گرچه به اندازه ی شعر چشمگیر نبود تا اندازه های بسیاری ،به ساده نویسی گرایش پیدا کرد. کوشش های قاءم مقام فراهانی

قصیده
قصیده در لغت به معنی قصد کرده شده و مقصود خاص است؛(البته در معنی لغوی قصیده بین علمای ابن علم اختلاف نظرهایی وجود دارد،به طور مثال بسیاری از ادبا «ه» آخر قصیده را علامت وحدت دانسته اند ،از جمله مرحوم استاد همائی به منبع شمس قیس رازی بر این اعتقاد است.اما برخی دیگر معتقدند که «ه» تخصیص اسم هایی است

زبان فارسی میانه
فارسی میانه یا پارسیک که آثار آن در کتیبه های ساسانی و یا پاپیروس های مصری متعلق به قرون 7 و8 میلادی وکتاب های متعدد زرتشتی،متعلق به دوره ساسانی و بعد از آن در دست است. این زبان شاید لهجه ی جنوب غرب ایران ومشتق از پارسی باستان بوده که تحول آن به پارسی جدید یا فارسی دری منتهی شده است از این

نثر قرن هفتم
افراط در استفاده از اختصاصات نثر فنی،سبب به وجود آمدن شیوه ای از نثر شد که بدان مصنوع یا متکلف می گویند.نویسندگان این سبک چنان راه تکلف و تصنع پیمودند که نثررا از کارکرد اصلی آن و جنبه ی اطلاع رسانی آن دور کردند.آنها نه تنها باعث غنی سازی زبان نشدند که برخی از آنان مانند شرف الدین عبدالله شیرازی

تعریف ادبیات


دوره خراسانی


زبان اوستایی
یکی از غرفه های زبان های ایران باستان زبان اوستایی است که کتاب های مقدس آیین زرتشت با آن تحریر شده است وبه این سبب آن را زبان اوستایی می خوانیم. از جمله ی این آثار می توان به کتاب«گاثه ها» یعنی سرودها که یکی از کهن ترین قسمت های اوستا به شمار می رود وقسمت های دیگر اوستا«یسنا» نام

نثر قرن دهم تا میانه ی قرن دوازدهم
در این دوره که مقارن حکومت صفویان است، به دلیل بی تفاوتی آنان به ادب وزبان فارسی و مهاجرت نویسندگان و شاعران به خارج از ایران نثر فارسی دچار انحطاط عظیمی شد وکاستی های بسیاری در آن راه یافت. در این دو قرن ،هر چه شیوه ی نثر مرسل و نثر فنی رواج دارد و کتابهای متعدد موضوع های مختلفی نوشته می شود که

تاریخ زبان فارسی
زبان فارسی از خانواده ی زبان های ایرانی و زبان های ایرانی از خانواده ی زبان های « هند و ایرانی » است .‍ زبان های هند وایرانی نیز از شاخه های زبان « هند و اروپایی » است. زبان های هند واروپایی یکی از خانواده های مهم زبان بشری است که شاخه های گوناگون آن در سراسر اروپا وقسمت پهناوری از آسیا و آمریکا و

دستگاه
زبان توده ای از آواها و واژه ها نیست بلکه دستگاهی نظام یافته وشبکه ای در هم یافته از روابط میان آواها و واژه هاست.این نظام یافتگی در ذات زبان است.

تقسیم بندی ادبیات
از یک منظر ادبیات را که اثری خلاقانه و هنرمندانه است ،می توان به دو دسته ی کلی یعنی: شعرو نثر تقسیم نمود وبرای هر یک از این دو مصنوع شاخه هایی کوچک و بزرگ ترسیم کرد. الف- شعر: شناخت شعر قرنها، آدمیان را به خویش مشغول داشته است، فیلسوفان و ادیبان تلاش هایی پی گیردر تعریف شعر داشته اند

گونه های زبان
در درون زبان فارسی به منزله ی زبان ملّی، گونه های زبانی مختلفی وجود دارد. تفاوتهای گفتاری در درون جامعه ی زبانی را لهجه می گویند.این تفاوتها معمولاً ناشی از عوامل غیر زبانی ، مانند: منطقه ی جغرافیایی ، طبقه ی اجتماعی ، جنسیت ، مذهب و ... است . همچنان که تحصیلات نمایانگر طبقه ی اجتماعی افراد است.

شعر سپید
شعر منثور یا سپید به نوشته ی کوتاهی گفته می شود که در ظاهر مانند نثر و فاقد نظم است اما از عناصر شعری مانند تصویر،خیال،عاطفه و تناسب ذاتی برخوردار است و با همین نکته ها در خواننده ایجاد تأثیر و انفعال می کند.این اتفاق در مسیر تکامل شعر امروز در سال 1326 با انتشار نخستین مجموعه ی شعر احمد شاملو به

نثر قرن نهم
در این دوره که مقارن حکومت تیموریان است،نثر فارسی به انحطاط می گراید عدم وجود حوزه های تعلیم و تعلم زبان و ادبیات فارسی و طولانی شدن حکومت ترکان و آمیختگی زبان فارسی با ترکی،سبب شد که زبان فارسی قدرت خود را به تدریج از دست بدهد،آثار منثوری که در این دوره نوشته شده اگرچه بسیارند؛اما از اعتبار چندانی

شعر عصر بیداری


سبک هندی
با توجه به اینکه قرن نهم هجری در تاریخ ادبیات فارسی نقش مهمی در ادوار ادبی دارد قبل از ورود به دوران معروف به سبک هندی بهتر دانستیم که مطلبی به قدرخلاصه در خصوص قرن نهم که طلیعه دوره بعد محسوب می شود بیان کنیم. دوران حکومت شاهزادگان تیموری، اهل علم و هنر وحتی صنعت گران و پیشه وران مورد توجه و تفقد

نثر قرن هشتم
در این قرن نثر فارسی از تکلف به سادگی می گراید و نثر فنی تا اندازه ای متروک می ماند. رواج فن تاریخ نویسی را در این دوره از اسباب عمده ی ساده شدن نثر می دانند. جامع التواریخ از رشیدالدین فضل الله،تاریخ گزیده از حمدالله مستوفی ،تجارب السلف از هندوشاه نخجوانی از آثار برتر این دوره اند.

ویژگی های فکری دوره خراسانی
در خراسان و ماوراءالنهر ،در قرون سوم وچهارم و به طور کلی عصرخراسانی تفکر دینی هنوز به طور کامل غلبه نداشته است.اختلاف های فرقه ای و نزاع های مذهبی و بحث های کلامی معمولاً درشعراین دوره دیده نمی شود برعکس نوعی دلبستگی به ایران پیش ازاسلام و روایات قومی در شعرانعکاس دارد.دوره خراسانی ازمرکزخلافت

ویژگی های شعر دوره ی بیداری
-از نظر کارکرد و دایره ی شمول،شعر در این دوره عمومیت یافت و به عنوان زبان برنده نهضت در اختیار روزنامه ها و مطبوعات قرار گرفت. 2- جهان شناسی شاعران دوره بیداری با الهام از حوادث ومقتضیات زمان شکل می گرفت،بر روی هم نگرش شاعران و نویسندگان نسبت به جهان بیرون دگرگون شد واز کلی نگری و ذهنیت به جزیی

ارتباط انسانی
یکی از کارکردهای زبان ایجاد ارتباط مطلوب با دیگران است. که از طریق سخن گفتن ( نوشتن نیز جزو سخن گفتن است) بر مبنای منطق زبان صورت می گیرد .

ویژگی های ادبی-عراقی
قرن هفتم و هشتم از نظرموضوعات شعری و بدایع ادبی و استفاده شاعران از نکات لطیف و ظرایف ادبی یکی از بی نظیرترین و کامل ترین دوران شعر فارسی به شمار می رود .در این دوره صنایع بدیعی در شعر رواج یافت . در این دوره تشبیه و استعاره هر دو رواج تام وتمام یافت و به مناسبت رواج موضوعات عرفانی و دینی و اخلاقی

پایان سده ی پنجم و آغاز سده ی ششم
سبک نثر در این دوره تا حدودی همان شیوه نثرغزنوی است در چند اثر مهم این دوره مانند:تاریخ بیهقی از ابوالفضل بیهقی ،قابوس نامه ی عنصرالمعالی کیکاووس و سیاست نامه ی خواجه نظام الملک توسی سبک و شیوه ی مستقل و تا اندازه ای متفاوت از دیگر آثار به چشم می خورد. علاوه بر ویژگی های نثر مرسل عالی که در این

شعر عراقی


زبان
در تعریف زبان گفته اند: دستگاهی از نشانه های اختیاری و قرار دادی است که برای ارتباط انسانی به کار می رود. سه شاخصه ی مهم این تعریف عبارتند از : دستگاه ، نشانه ، ارتباط انسانی . که ذیلاً به بررسی هر یک از آنها می پردازیم نشانه: هر واژه ای در زبان یک نشانه است ، که به صورتهای گفتاری

ویژگی های ادبی خراسانی
در شعر این دوره ،صنایع لفظی اندک است ،همچنین مجاز و کنایه بر شعر غلبه ندارد و در نهایت اگر تشبیه و استعاره در شعر وارد شده است پا از حریم تشبیهات حسی بیرون نمی نهد به طوری که یا مشبه و یا مشبهٌ به حسی است. بگشای چشم و ژرف نگه کن به شنبلید تابان به سان گوهر اندر میان

زبان پهلوی
زبان پهلوی یا پهلوانیک که لهجه شمال غربی ایران بوده است زبانی بوده که نوشته ها و سکه های دوره اشکانی با آن ضرب می شده است.منبع اصلی این زبان ادبیات مانوی است که در آخر قرن سوم تا حدود قرن هفتم میلادی نوشته شده است از زبان پهلوی کلمات بسیاری در ربان ارمنی وارد شد وتاکنون باقی مانده است. از این

نثر دوره مشروطه
فرمان مشروطیت که سرانجام در14 جمادی الآخر 1324 ه.ق به امضای مظفرالدین شاه رسید،در واقع دستاورد نهضتی سیاسی-اجتماعی بود که پیشتر از آن در اثربیداری جامعه ایرانی تحت تأثیر عوامل متعدد فرهنگی،اجتماعی و اقتصادی حاصل شده بود. واضافه بر عوامل مختلف اجتماعی ،اقتصادی اقدامات دور اندیشانه وترقی خواهانه

زبان سغدی
زبان ولایت سغد قدیم(ناحیه بخارا وسمرقند) وبه منزله ی زبان بین المللی سراسر آسیای مرکزی بوده و استعمال آن به موجب اسناد ومدارکی که به دست آمده است در سرزمین وسیعی از مغولستان تا سرحدات تبت رواج داشته است.

نشانه
هر واژه ای در زبان یک نشانه است ، که به صورتهای گفتاری ، نوشتاری یا تصویری بیان می شود . نشانه دارای مفهوم خاصی است. معتبر ترین دیدگاه این است که رابطه ی میان لفظ و معنی اختیاری است و بشر برای هر مفهومی لفظی را بر گزیده است .

غزل
در لغت به معنی آواز پر پرنده و به معنی عشقبازی و معاشقه با معشوق است در اصطلاح ادبی یکی از قالبهای شعر است که به احساسات درونی و وصف زیبایی های معشوق و بیان حالات درونی می پردازد که معمولاًبین 5 تا 14 بیت دارد و از نظر نوع قافیه بندی همچون قصیده است یعنی بیت مطلع آن مصّرع(مصرع اول و دوم و مصرع های

ویژگی های فکری -عراقی
این دو قرن به عنوان دوره عراقی ،از نظر فکری عصر همگانی شدن تصوف است همان گونه که گفته شد تعداد خانقاه ها افزایش یافت و خانقاه نشینی رواج و نظام بسیاری در میان صوفیان یافت .رفت و آمد عامه مردم به این اماکن و شرکت آنان در مجالس وعظ،تمامی مردم را به این تعالیم بیشتر نمود وافکارواعتقادات عرفانی وذوقی

منظومه آبی سیاه خاکستری
حقیقتش قبلا که کیانا دلتنگ میشو من این رو براش میحوندم واون آروم میخوابی مخصوصا قبل از خواب ودلتنگی خونه چند شبه اون واسه من میخونه گفتم شاید شماهم دوست داشته باشید امیدوارم لحن کلامم براتدن دلنشین باشی

منظومه محبوب حمید مصدق
من اشکال در ارسال فایل دارم واسه فریبای نارنینم ازسال کردم امیدوارم ایشون زحمتش رو بکشند.

مهربانا مرا ببین
مهربانا،من سرگشته ی دیوانه ببین! دل مارا ز طرب خالی و بیگانه ببین من ز بی مهری آفاق شدم پیر و هنوز سردی بی کسی و غربت این خانه ببین نفسی نیست مرا تا بکشم جور رقیب جور عالم همه در طعنه ی همخانه ببین بال پرواز نماند تا بکشم پر به افق مرغک مانده ز پرواز به کاشانه

ویژگی های زبانی-عراقی
1. زبان شعری شاعران این دوره ، نسبت به دوره های پیشین ،بسیار جدیدتر است.کهنگی های لفظی و چندگانگی الفاظ به مراتب کمتر شده است واز کاربردهای نحوی کهن دور گشته است. 2.واژه های عربی و ترکیبات عربی در شعر این دوره به دلیل حضور عرفان ،اخلاق که سرچشمه از مضامین قرآن و احادیث دارد به شدت رواج یافته و

عهد
صبا بگو به یار من به عهد خود وفا کند نظر به حال خسته از صداقت و صفا کند بگو به دام عشق او فتاده ام چو مرغکی پرنده ی اسیر را زدام غم رها کند اگر زجور می کشد مرا به و رطه ی هلاکتم بگو که سر نهاده ام که بیش از این جفا کند هلاک من اگر بود ادای دین او به من بگو که جهد میکنم

کلید هر معما
درون ذهن تاریکم که لبریز است از غفلت به دنبال تو میگردم تو ای شیرازه ی خلقت زراز آفرینش غافلم، سرگشته و حیران کلید هر معمایی در این اسرار بی پایان گهی در آسمانها از تو می گویند گه در قعر دریاها گهی در قلب و روحم اشکاری گاه در اوج تلاوتها تویی اول تویی آخر ، زمین و

کوی دوست......
تا بر سر کوی دوست رفتیم و مکان کردیم دل از همه ببریدیم ترک دل و جان کردیم از جلوه ی روی او بتها همه بشکستند تعبیر وجودش را تفسیر جهان کردیم هر بارقه ی عشقش در ما متجلی شد از غیر رها گشتیم، در خویش فغان کردیم او آینه ی عالم ، عالم همه محو او در دایره ی غفلت ، قامت چو

گمگشته
من عاشق دیوانه ام، مست می پیمانه ام دردی کش میخانه ام، میخانه را گم کرده ام با عاقلان بیگانه ام، در عشق چون افسانه ام هم شمع و هم پروانه ام، پروانه را گم کرده ام اهل زمینم، خاکیم، یا چون ملک افلاکیم اهل کجای عالمم، من خانه را گم کرده ام من روح شیطان یا خدا؟ من از زمینم



املاک A4A: طراحی سئو