کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
 


کیانا وحدتی
انتظار من از لحظه های امشب و هر شب به وسعت لحظه های رسیدن، بار رحیل بسته است ! آری دگر این...

جزئیات بیشتر...




روبه و انگور
رفت روباهی به تاکستان سبز بی جواز و بی بیلیت و...

جزئیات بیشتر...



فرهنگ لغت

you have perhaps seen it
شاید انرا دیده باشید،ممکن است انرا دیده باشید

to clutch at anything
چیزى را چنگ زدن یا قاپیدن

wedgy
گوه مانند،بشکل گوه

transience
فراگذرى ،ناپایدارى ،زود گذرى ،بى ثباتى ،کوتاهى

velure
مخمل ،پارچه مخملى ،ماهوت پاک کن پارچه اى ،باماهوت پاک کن پاک کردن

to come (orget) loose
ول شدن ،ورامدن

helm (sailing)
علوم دریایى : - tiller

unwearying
خستگى ناپذیر

mobile charge
معمارى : بار متحرک

jailbreak
فرار از زندان ،گریختن از محبس( بازور)

workfolks
)workfolk(جماعت کارگر

ultrasonic bath
شیمى : حمام فراصوتى

x-y recorder
علوم مهندسى : دستگاه ثبات ایکس - ایگرگ

ultrasonic welding
علوم هوایى : جوشکارى التراسونیک

uplift pressure (am)
معمارى : زیر فشار

trapezoidal end sill
معمارى : استانه پایاب ذوذنقه اى

total force
علوم مهندسى : نیروى کل

ultra-individualism
فردگرایى افراطى قانون ـ فقه : اعتقاد به اصالت فرد در حد افراط

zymoplastic
انزیم سازى ،انزیم ساز،مولد دیاستاز

to keep in countenance
رودادن ،پشتى کردن

to come into effect
مجرى شدن ،قابل اجراشدن

killifish
(ج.ش ).ماهى کوچک اب شیرین از جنس کپور

kiln dry
کوره خشک کردن ،درکوره خشکانیدن

yello card
کارت زرد ورزش : اخطار

yo come of a
بالغ( شدن) ،بسن بلوغ ( رسیدن)

catch phrase of catchline
بازرگانى : شعار جذب مشترى

fabulize
افسانه گفتن

fabulously
بشکل افسانه یا دروغ

yachting
قایق رانى ،مسافرت با قایق تفریحى

you have no option but to go
چاره اى جز رفتن ندارید،کارى جز رفتن نمى توانید بکنید

zoophilia
روانشناسى : حیوان خواهى

golgy کلمات مرتبط(golgy):
بازگشت به واژه golgy

tympanic membrane
روانشناسى : پرده صماخ

warm gas thruster
علوم هوایى : جت پیش راننده متشکل از گاز ذخیره شده با فشار زیاد که قبل از بیرون رانده شدن از نازل گرم شود

web belt
علوم نظامى : فانسقه

yeild
جارى شدن ،ریختن معمارى : لهیدگى

to be at liberty
ازاد بودن

to come on
پیش رفتن ،جلو رفتن

with the view of
به منظور،از لحاظ،از نظر،براى

pubertas کلمات مرتبط(pubertas):
بازگشت به واژه pubertas

breadth
پهنا،عرض ،وسعت نظر

ultraism
فراگرایش ،فراروى ،از حد گذرانى ،زیاده روى ،افراط کارى

to clear off
ردکردن ،رهاشدن از

youch sensitive screen
کامپیوتر : صفحه حساس به تماس

abinitio
از اغاز

zine of saturation
عمران : منطقه اشباع

woman of the book
قانون ـ فقه : کتابیه

partial pressure
شیمى : فشار جزیى ورزش : فشار جزئى علوم هوایى : فشار جرئى یا سهمى

unfeigned
واقعى ،حقیقى ،تقلبى ،بدون تصنع ،اصیل

to clear up
واریختن ،روشن کردن



املاک A4A: طراحی سئو