کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
 


کیانا وحدتی
اگر تو بیایی به کوچه ی خزان زده ی انتظار خسته ی من شکوه کهکشانها بستر گامهای تو خواهد...

جزئیات بیشتر...




شکر چرا میکنی ؟ - عبید زاکانی
قزوینی خر گم کرده بود ، گرد شهر می گشت و شکر می گفت . گفتند : شکر چرا...

جزئیات بیشتر...



فرهنگ لغت

bedevilment
شیطان سازى ،خبیث کردن

graved
کندن ،نقش کردن ،نشاندن ،جایگیر،منقوش ساختن

zymoplastic
انزیم سازى ،انزیم ساز،مولد دیاستاز

medium carbon steel
فولادباکربن متوسط/25( ¹ تا/55¹ درصد کربن) عمران : فولادباکربن متوسط

zygotic
)بوجود اید،تخم بارور،تخم

troglodytic
غارنشین ،غارزى

worn to a frazzle
فرسوده ،ساییده

zootechnician
کارشناس تربیت حیوانات ،ویژه گر اهلى کردن جانوران

wound chevron
علامت زخمى شدن علوم نظامى : نشان زخمى شدن در جنگ

rain-water
اب باران

forward defense area
منطقه پدافند جلو علوم نظامى : منطقه پدافندى جلو

entirenss
تمامیت ،تمامى ،جمع کل ،مبلغ کل

decrease
نزول کردن ،کم شدن کاهش ،تنزل ،کاهش یافتن ،کاهش دادن ،کاهش ،نقصان یافتن ،کم کردن ،کم شدن ،کاستن علوم مهندسى : افت قانون ـ فقه : نقصان روانشناسى : کاهش

wrapped
معمارى : پیچیده

queen's wing
ورزش : جناح وزیر شطرنج

zone of rock flowage
منطقه سنگهاى روان( کره زمین) عمران : منطقه سنگهاى روان

decrepit
سالخورده و فرتوت ،ضعیف و ناتوان ،خیلى پیر

transformer station
علوم مهندسى : پست ترانسفورماتور

yeoman's service
خدمت صادقانه و از روى وفادارى و صمیمیت

5 foliate
5برگى

enteropathy
ناخوشى روده اى

xylographer
چوب تراش

chimney-sweeper
بخارى پاک کن علوم مهندسى : بخارى پاک کن

translatable
قابل ترجمه ،قابل معنى کردن ،قابل تعبیر

enterprises کلمات مرتبط(enterprises):
بازگشت به واژه enterprises

tallow
پیه اب کردن ،پیه نهنگ وغیره که براى شمع سازى بکار میرود،پیه مالى کردن شیمى : پیه

you are right
حق با شما است

unclothe
جامه از تن بدر اوردن ،عریان کردن ،لخت شدن

entomotomy
تشریح حشرات

impedance coil
پیچک علوم مهندسى : چوک الکترونیک : پیچک ناگذرایى

deformability
علوم مهندسى : قابلیت تغییر شکل پذیرى

withe
(ترکه ) بید

forerunner
پیشرو،طلایه دار،نیا،جد ورزش : پیست بازکن

walleye
)walleyed(چشم مات ،(ج.ش ).انواع مختلف اردک ماهى

entrain
اهسته دنبال کسى رفتن ،بقطار( راه اهن )سوار کردن ،بدنبال کشیدن

decrease endorsement
بازرگانى : تصدیق یا تائید کاهش

tracheate
(ج.ش ).ناى دار،داراى قصبه الریه

rainfall gauge
زیست شناسى : باران سنج

baldpate
ادم طاس

what is done cannot be undone
اب رفته بجوى برنمیگردد

thermal resistor
الکترونیک : ترمیستور

cartesian
وابسته به فلسفه دکارت

zymosthenic
تقویت کننده قدرت انزیم یا دیاستاز

entoptic
روانشناسى : درون چشمى

zoophilic
)zoophilous(علاقمند به جانور،حیوان دوست

weekend
)bweekends(اخر هفته ،تعطیل اخر هفته را گذراندن

bedell
مامور،مستخدم( دراصطلاح دانشگاه ها)

baffling wind
بادبیقراریامخالف

enticing
کشنده ،فریبنده ،اغواکننده

bail
ضامن ،تضمین ،شلف ،عمل خارج کردن اب قایق ،توقیف ،حبس ،واگذارى ،انتقال ،ضمانت ،کفالت ،بامانت سپردن ،کفیل گرفتن ،تسمه ،حلقه دور چلیک ،سطل ،بقید کفیل ازاد کردن علوم مهندسى : چمچه قانون ـ فقه : وثیقه ،ضمانت زیست شناسى : تهى کردن بازرگانى : ضمانت کردن ورزش : چوب کوتاه افقى روى پایه ،فلزى بشکل لا وصل



املاک A4A: طراحی سئو