کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
 


کیانا وحدتی
باور نمی کنم که از میانتان رفتنی شدم موجی به سوی نور بودم ؛ به ساحل شب ماندنی شدم باور نمی...

جزئیات بیشتر...




کمی فکر کنیم راه حل وجود دارد!
خط و خش روی وسایل چوبی را با کشیدن گردو بر روی آنها برطرف کنید, برای...

جزئیات بیشتر...



درباره کیانا

کیانا وحدتی

   کیانا وحدتی در تاریخ بیست و هشتم مرداد 1367 در خانواده ای فرهنگی و هنرمند در شهرستان بروجرد متولد شد. پدرش که یکی از اساتید برجسته و با سابقه موسیقی در این شهرستان است، اولین زمزمه های عاشقانه را در ذهن و بن جانش طنین انداز کرد و روزنه ورود به آسمانی شدن را برای او گشود.

   او که در عالم ازل نیز نغمه های روح پرور و موسیقی دل نواز و نقاشی زیبای هستی را شنیده و تجربه کرده بود، برای دریافت و کسب دانش و معرفتی که باید می آموخت از همان اوان کودکی استعداد و نبوغ سرشار خود را نمایان کرد و روز بروز توجه اش به هنر، ادبیات و فرهنگ اصیل ایرانی بیشتر جلب می شد، به طوری که پس از پایان تحصیلات دورۀ متوسطه در مجتمع استعدادهای درخشان با نمرات عالی، با تلاش وافر و کسب موفقیت در آزمون ورودی دانشگاهها در سال 1385 برای پاسخ گفتن به عشقی که به فرهنگ و هنر معماری ایرانی داشت و همۀ وجودش را پر نموده بود تحصیلات دانشگاهی خود را در رشتۀ مهندسی معماری دانشگاه هنر اصفهان آغاز کرد و با اندیشۀ ادبی و هنری که همواره همراه او بود تلاش میکرد تا ضمن ابراز ارادت به بزرگان شعر و عرفان چون حافظ و حضرت مولانا، پیوند هنری و معنادارجلوه های مختلف هنر و مهندسی هستی را دریابد و به درک عمیقی از این جلوه ها نایل شود.

کیانا وحدتی

   تبلور این درک، در ارتباط عاشقانـه و زیبای او با خـدا و عالم معنـا در اشعار و نوشته هایش کاملاً جلوه گر و نمایان است.

   کیانا علیرغم روحیه شاداب و خوش مشربی که داشت اما همواره از بی هویتی و دور شدن از فرهنگ اصیل ملی و ایرانی که بعضاً نمودهایی از آن در اجتماع کنونی جلوه گر است، اظهار شکایت و دلتنگی می کرد و او را به تفکر در این حوزه وامی داشت به همین دلیل بیشتر وقت خود را با بهترین یاران خود یعنی کتاب، شعر، موسیقـی، نوشتن و عشق به خانواده می گذرانید و وجودش مشحون از لذت می شد.

   اما از آنجاییکه تقدیر کار خود می کند و بافته خود را در بستر زمان می گستراند در تاریخ دوم آذر ماه 1386 این هنرمند پرخروش هنگام عزیمت به دانشگاه در حادثه واژگون شدن اتوبوس در مسیر اصفهان در اثر ضربۀ مغزی جان به جان آفرین تسلیم و روح بلندش به دیار جاوید پر کشید و دوستدارانش را در سوگ خود نشاند.


شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود بس که ما فاتحه و حرز یمانی خواندیم عشوه دادند که بر ما گذری خواهی کرد شد چمان در چمن حسن و لطافت لیکن همچو حافظ همه شب ناله و زاری کردیم    روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت بار بربست و به گردش نرسیدیم و برفت وز پی اش سوره اخلاص دمیدیم و برفت دیدی آخر که چنین عشوه خریدیم و برفت در گلستان وصالش نچمیدیم و برفت کای دریغا به وداعش نرسیدیم و برفت

روحش شاد و یادش گرامی   


با کیانا...

خانه A4A: طراحی سئو