کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
 


کیانا وحدتی
هنوز باورم نمی شود که رفته ای هنوز باورم نمی شود تو بوده ای که اینچنین غرور عشق را به...

جزئیات بیشتر...




هواپیماهای رادار گریز آمریکا
هواپیماهای رادار گریز (Hidden Fighter) هواپیماهایی هستند که از فناوری...

جزئیات بیشتر...


اهدای‌ عضو
« 14948 بازدید »

ali علی     دوشنبه, ‏1387/08/27 ‏11:39:03

پیوند عضو و اهدای اعضا، دغدغه‌ای است که هنوز آن طور که باید فرهنگ درست‌ آن در جامعه جا نیفتاده است و ما گاه در روزنامه یا تلویزیون درباره اهدای اعضای یک مرگ مغزی خبری می‌شنویم که زندگی‌بخش چندین انسان چشم به راه شده و اما زمان آن فرا نرسیده که این اتفاق بزرگ و ماندگار را جاودانه کنیم و این موضوع مهم به شکل صحیح خود، فرهنگ‌سازی شود.

از طریق سایت زیر می توانید به خانواده اهداء کنندگان اعضاء بپیوندید.

http://www.iran-ehda.com
« نمایش همه نظرات »
« نمایش همه صفحات »

nika nika     دوشنبه, ‏1389/03/10 ‏16:35:04

5/6/1388 دست نوشته یکی از بیماران لیست انتظار پیوند یک هفته بعد از پیوند قلب :  
بسمه تعالی

دست نوشته یکی از بیماران لیست انتظار پیوند یک هفته بعد از پیوند قلب

" هل جزاء الاحسان الا الاحسان"

خسته تر از پروانه ای بی پر، بی رمق تر از برگ زرد خزان، ناامیدتر از ساق خشکیده در حسرت باران، چهار بهار عمرم با حسرت و درد خزان شد. ناامید از همه جا در انتظار مرگ ، دیگر تاب و تحمل بودن نداشتم.
من بودم، انتظار،‌منتظر شفا از جانب شافی. می ترسیدم برای سلامتی ام دعا کنم که نکند با دعای من خانه ای داغدار شود. دیگر بریده بودم از دنیا و طبیبان آن، رو به ضامن آهو کردم خسته ی خسته، ناامیدتر از ناامیدان که"معین الضعفاء" از خاندان خویش خواهد برگزید. تا در ماه عزیز خدا نزدیکی میلاد عزیز زهرا عزیزی رخت از این دنیای فانی بست و به سوی دیار باقی شتافت. همانا که گویند معبود گلچین خواهد کرد!
گویا آن روز که بر عزیزتان اسم می نهادید در حقیقت پروردگار او را ناجی برگزید. تا ستون خمیده کلبه ما را قائم کند.
در ماه مولود منجی عالم بشریت شنیدم گلی پرپرشد اما بدانید قلبش می تپد در سینه ی خسته من. سینه ای که تشنه ی قلبی با محبت بود ..... پر شد از مهر و محبت.
سینه ای که در یک قدمی مرگ بود، در انتظار بسته شدن پلک ها، اما ماند شاداب به برکت سخاوت دلتان.

و حال می خواهم با پدر و مادر ناجی ام درد دل کنم:
مادرم؛ کلماتی نایافتنی است برای توصیف دل بزرگت
پدرم؛ تو که از اولاد رسولی زبان خاموش است در برابر عظمت قلبت
مادرم؛ آفتاب تلالوش را از نور چشمان تو گرفت .... بوسه بر چشمانت باد
پدرم؛ سخاوت دریا از کریمی دستان تو بود .... بوسه بر دستانت باد
آن روز که تازه داغدار بودید با جوله رضایت ملائکه بر دستانتان بوسه زدند
و از آن معبود بی همتا که هرگز بنده خود را تنها نخواهد گذاشت تمنا کردند که صبری بر دل
بی قرار شما دهند تا شاید داغ را تسکینی باشد. ما نیز به درگاه الهی دست دعا برمی داریم
که معبودا به این عزیزان که گلی زیبا از بوستانشان چیدی صبری بی انتها عطا کن.
و روح سیده ناجیه حسینی یگانه را که با دم مسیحایش بر جسم بی جان جان داد در بهشت جاویدان با اولیا الله محشور بگردان.
من همان قلب دختر شمایم که می تپم و زندگی می دهم، دوست دارم بدانید با تمام وجودم دعایتان می کنم و بدانید شما نه تنها با سخاوتتان زنی مرده را زندگی بخشیدی بلکه سه فرزند را مادری دوباره دادید دوست دارم مرا اگر قابل باشم دختر خود بدانید.
"هر چند دختر شما کجا و من کجا"

"روحش شاد و یادش گرامی"

سودابه کیانی
« نمایش همه نظرات »
« نمایش همه صفحات »

املاک A4A: طراحی سئو