کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
 


کیانا وحدتی
... به باغ پنجره ها سوگند میان عهد و سرشاری میان فکر و بیداری ...

جزئیات بیشتر...




تاثیر وعظ
آقای کشیش در کلیسا به محل وعظ و خطابه رفته و به حاضرین می گوید...

جزئیات بیشتر...


اشعار خاطره انگیز
« 42013 بازدید »

ahmadi جواد     سه شنبه, ‏1387/09/12 ‏17:07:03

در صورتی که شعر خاصی در ذهن دارید که تداعی کننده خاطره ای شیرین برای شماست در این قسمت وارد کنید. همه ما برخی مواقع اشعاری را می بینیم و به یاد می سپاریم که یادآور احساس و یا حال خاصی است. با ثبت این اشعار در این قسمت به دیگران نیز فرصت سهیم شدن در آن احساس زیبا را دهیم.
« نمایش همه نظرات »
« نمایش همه صفحات »
« نمایش 10 نظر قبلی »


رهنما رهنما.     شنبه, ‏1393/09/01 ‏18:10:41

بی تو مرا فصــــــل خــــــــزان می آید
در نبودت نفسم سخت گران می آید
ای که دوری ز منش شب زسحر می دانی؟
بی تو جانــــــــم به لب جان می آید
رهنمـا گر نفسش می رود و می آید
با نفـــــس تــــــوست که آن می آید.
رهنما رهنما.     پنج شنبه, ‏1394/01/06 ‏10:27:55

با سلام و عرض ادب
یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبرالیل و النهار
یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال
حلول سال نو و بهار پرطراوت را که نشانه قدرت لایزال الهی و تجدید حیات طبیعت می باشد
رابه تمامی عزیزان و سروران گرامی تبریک و تهنیت عرض نموده و سالی سرشار از برکت و معنویت
را ازدرگاه خداوند متعال و سبحان برای شما عزیزان مسئلت مینماییم
رهنما رهنما.     یکشنبه, ‏1394/03/31 ‏09:13:00

رمضان آمد و دل مست مناجات و دعاست
غرق ذکر سحرى، محو ملاقات خداست
روزه داران سحر خیز، پى راز و نیاز
ورد لبهاى همه نغمه‏ ى مولا مولاست
همچو خورشید درخشان که سپهر افروز است
لیلةالقدر در این ماه مبارک رخشاست
لیلةالقدر که قرآن شده نازل در آن
شب گستردگى سفره ‏ى احسان و سخاست
نردبانى است نیایش که از این پله‏ ى نور
مى‏ توان رفت به جایى که دل آرام آنجاست
با نواى خوش مرغان سحر خوان برخیز
که سحرگاه پذیراى تو حق جلّ علاست
گوش دل واکن و بشنو که ز گلدسته‏ى وصل
مى ‏زند جار ملک، عاشق دیدار کجاست
با ابوحمزه به خلوتگه طاعت بنشین
روى دل سوى خدا کن که خدا عقده گشاست
حق تورا خوانده در این ماه به مهمانى نور
بهره برگیر از این سفره که بهرت آراست
در ره توبه بگوش و مده فرصت از دست
که ندامت ز گناهان پل غفران خداست
جز در این ماه که در هر نفست تسبیحى است
در چه ماهى دگر از بهر تو این اجر و جزاست
وقت افطار ببخشایش حق چنگ بزن
کاین توسل سپرى بر تو زهر گونه بلاست
طلعت دوست اگر مى ‏طلبى، آینه شو
عکس جانان همه جا در بغل آینه ‏هاست
یارب از »قدسیت« این حال مناجات مگیر
اى که نام تودوا، مرهم یادتو شفاست
رهنما رهنما.     چهارشنبه, ‏1394/05/28 ‏13:40:14

کیانا جان سالروز تولدت مبارک
94/05/28
رهنما رهنما.     چهارشنبه, ‏1395/01/11 ‏13:43:42

در کار عشق بازی، باید نترس باشی
چون رهنمای عاشق، بانگ جرس باشی
گر کار عاشقی را خواهی به دست گیری
باید به پای عشقت،شوق هوس باشی
چون مدعی بگردی، عاشق شدی به یاری
آنگه برای عشقت، باید نترس باشی
رهنما رهنما.     یکشنبه, ‏1395/02/05 ‏13:39:49

گرچه دانم عشق تو در قلب ما افسانه است
عشق تو بر ما چو بی مهری کند ، بیگانه است
صد غزل باید سرودن وصف این افسانه را
آن غزلهایی که از عشقت برم مستانه است
چون ز عشقت می شود پیمانه ها با آن گشود
لب به ساغر می زند آن کس که در میخانه است
ما  ز مه رویان عالم چشم یاری داشتیم
او  مثال عاشقان ،چون عاشقی دیوانه است
دل فریب خط خال و زلف یارش می شود
آنکه گرد شمع عشقی سوزدش  پروانه است
عشق از اول در نگاه رهنما بیگانه بود...
یک غزل یا صدغزل در عشق او افسانه است
رهنما رهنما.     چهارشنبه, ‏1395/02/08 ‏13:37:24

ممنون حنانه
عالی بود
رهنما رهنما.     سه شنبه, ‏1395/12/17 ‏13:32:37

گفته بودم که غمت مالِ من است
جفت چشمانِ تو اموالِ من است

گفته بودم بخدا می برمت...
بی تو رفتن غمِ امسالِ من است

این زمستان که به من تلخ شده
سوزِ مرگی ست که در شالِ من است

بعدِ رفتن همگی دور شدند...
جز همین سایه که دنبالِ من است
رهنما رهنما.     چهارشنبه, ‏1396/05/25 ‏07:51:50

امروز 25 مرداد ماه سالروز تولد کیانا وحدتی است
کیانا جان خودت دیگر در میان ما نیستی ولی برایت جشن تولد می گیریم
کیانا جان، تولدت مبارک
رهنما رهنما.     سه شنبه, ‏1396/12/15 ‏21:03:57

قاصدکی پَر زنان، رفته به خواب دلم

سوخته چون جان ما، در تَب و تاب دلم

سخت مرا می شود، دوری نا دیدنش

بَس که تماشایی است،حال خراب دلم

قِسمت ما دوریش، لَذّت مهجوریش

او به لبش می برد، تشنه بر آب دلم

چون که ز ما دور شد، از بر ما نُور شد

رفت و چو مَستور شد،غرق حِجاب دلم

خاطرِ فریاد اوست، قلب مَنش یاد اوست

گرچه مرا عشق اوست، خانه خراب دلم

چون به فلک می کشد، اَبر تماشائی اش

هر قدمش سوی عشق، گشته سَحاب دلم

تشنه ی دیدار اوست، عاشق غمخوار او

در بَر چون یار اوست،  همچو سَراب دلم

فکر نبودش ولی، غرق غمم می کند

شادی خَنداب کیست، گشته شَباب دلم

مَست که با او شدی،حال اسیریش شوی

ساغر و پیمانه هم، خورده شراب دلم

نقشی از آن قاصدک، مانده به لوح دلم

همچو غریبانه ها، رفته به قاب دلم

سوخته این عشق ما،در غم جان رفتنش

غَمزه ی دیدار اوست،حال کَباب دلم

مثنوی و هر غَزل، یاد ِکه را می کنند؟

خاطره ی یاد اوست، گشته کتاب دلم

بوی خوش بودنش، پُر کند این خانه را

عطر وجودش پر از، بوی گلاب دلم

رفتن او گر همه، لذت بی تابی است

چونکه ز وعده مرا، داده ثواب دلم

عمر مرا طی نمود، دوره عاشق شدن

قِسمتِ ما را چرا،کرده جوابِ دلم

چهره زیبای او، در نظرم مانده است

گرچه کشیده زخود، همچو نقاب دلم

در هوس روی او،غرق گناهیم هنوز

سهم تمام غمش، کرده حساب دلم

آمدنش آرزوست! در پی او جستجو

حال و هوای که شد،مثل حباب دلم

حالِ نبودش مرا، پُر ز غمش می کند

زلف پریشان او، کرده خراب دلم

خاطره رهنما،قاصدکی عشق اوست

رفته پی دیدنش، پای رکاب دلم.
« نمایش همه نظرات »
« نمایش همه صفحات »

املاک A4A: طراحی سئو