کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
 


کیانا وحدتی
من بودم و سیاهی شب های بی صدا من بودم و سکوت زخمی آهنگ های تو من بودم و گریه در عمق غربتم...

جزئیات بیشتر...




شگفتی پزشکان از وجود خون سبز در بدن یک بیمار
پایگاه اطلاع رسانی بریتانیا : هنگامی که گروهی از جراحان کانادایی...

جزئیات بیشتر...


اشعار خاطره انگیز
« 35644 بازدید »

ahmadi جواد     سه شنبه, ‏1387/09/12 ‏17:07:03

در صورتی که شعر خاصی در ذهن دارید که تداعی کننده خاطره ای شیرین برای شماست در این قسمت وارد کنید. همه ما برخی مواقع اشعاری را می بینیم و به یاد می سپاریم که یادآور احساس و یا حال خاصی است. با ثبت این اشعار در این قسمت به دیگران نیز فرصت سهیم شدن در آن احساس زیبا را دهیم.
« نمایش همه نظرات »
« نمایش همه صفحات »
« نمایش 10 نظر قبلی »


حنانه حنانه     یکشنبه, ‏1394/01/30 ‏11:46:51

من بی وفاییش را باور نکرده بودم
لطف خدا نمی شد از غصه مرده بودم
از عشق هرچه میشد در پای او فکندم
اما به خلوت او من ره نبرده بودم
شهزاده خیالم از عاطفه تهی بود
او تن سپرده میخواست ،من دل سپرده بودم

حنانه
سینا سینا     جمعه, ‏1394/02/11 ‏00:21:59

سلام؛ من سیناحبیبی هستم از مازندران، کارشناسی ارشد حقوق خصوصی دانشگاه تهران؛ إن شاء الله روح خانم وحدتی شاد باشه.برای بار دوم به این سایت میام و این بار با افتخار عضو شدم.

این شعر تقدیم به همه اعضای محترم:

بلایی و جای تو در دیده باشد / به عالم کسی این بلا دیده باشد؟
شنیدم که آزار دل ها پسندی / پسندیده ی تو پسندیده باشد
منادی ندا کرد در شهر خوبان / دلی کرده ام گم کسی دیده باشد؟
الهی، ز من آن جفاجو نرنجد / اگر چرخ رنجید، رنجیده باشد

                                                                           (نشاط اصفهانی)
soraya soraya     یکشنبه, ‏1394/03/24 ‏19:48:10

آه ای زندگی منم ک هنوز
با همه ّپوچی از تو لبریزم
نه به فکرم ک رشته پاره کنم
نه بر آنم که از تو بگریزم
رهنما رهنما.     یکشنبه, ‏1394/03/31 ‏09:13:00

رمضان آمد و دل مست مناجات و دعاست
غرق ذکر سحرى، محو ملاقات خداست
روزه داران سحر خیز، پى راز و نیاز
ورد لبهاى همه نغمه‏ ى مولا مولاست
همچو خورشید درخشان که سپهر افروز است
لیلةالقدر در این ماه مبارک رخشاست
لیلةالقدر که قرآن شده نازل در آن
شب گستردگى سفره ‏ى احسان و سخاست
نردبانى است نیایش که از این پله‏ ى نور
مى‏ توان رفت به جایى که دل آرام آنجاست
با نواى خوش مرغان سحر خوان برخیز
که سحرگاه پذیراى تو حق جلّ علاست
گوش دل واکن و بشنو که ز گلدسته‏ى وصل
مى ‏زند جار ملک، عاشق دیدار کجاست
با ابوحمزه به خلوتگه طاعت بنشین
روى دل سوى خدا کن که خدا عقده گشاست
حق تورا خوانده در این ماه به مهمانى نور
بهره برگیر از این سفره که بهرت آراست
در ره توبه بگوش و مده فرصت از دست
که ندامت ز گناهان پل غفران خداست
جز در این ماه که در هر نفست تسبیحى است
در چه ماهى دگر از بهر تو این اجر و جزاست
وقت افطار ببخشایش حق چنگ بزن
کاین توسل سپرى بر تو زهر گونه بلاست
طلعت دوست اگر مى ‏طلبى، آینه شو
عکس جانان همه جا در بغل آینه ‏هاست
یارب از »قدسیت« این حال مناجات مگیر
اى که نام تودوا، مرهم یادتو شفاست
changeaz چنگیز     دوشنبه, ‏1394/05/12 ‏09:08:54

خوشا فصل بهاران بروجرد
خوشا احوال یارانِ بروجرد
کشد نورِ تجلی پرده بر رخ
ز شرمِ گلعذارانِ بروجرد
بهشتِ شادی و دریای نور است
بروجرد از صفا دار السّرور است
بروجردی صفای آب دارد
دلی قرمزتر از عنّاب دارد
طنین اندازِ عالَم داستانش
جهان مسرور گشت از عالِمانش
بروجرد و خیابانهای خوبش
خیابانگردیِ وقت غروبش
“بهار” و “جعفری” و “طالقانی”
خیابان مدرس و میدان رازون
صفا و صوفیان،کوی وزیری
تختی و خرم، باغمیری
سه راه جعفری غرقِ تماشاست
میان راستا بازار غوغاست
بیا تا سعدی و باغ ملی
برای ثبت اسناد سجلّی
اگر داری هوای سیر و گلگشت
مشو غافل ز ونّایی و گلدشت
میانِ ظلمتِ شبهای بی حد
چغا چونان نگینی می درخشد

دمی همراه ما شو با بروجرد
سفر کن از ولایت تا بروجرد
در اینجا شهری از آیینه بینی
صفای عشق را در سینه بینی
طنین انداز ، نامش در جهان است
که اینجا مامن فرزانگان است
ز سرسبزی تنی انبوه دارد
دلی چون برفِ کوه زاگرس دارد
farahnaz فرحناز     جمعه, ‏1394/05/16 ‏14:16:48

میگویند در مجلسی از ژولیده نیشابوری پرسیدند: میتوانی فی البداهه شعری بگویی که ده تا کلمه " دل " درآن باشد و هر کدام معنای مختلفی داشته باشد.
و او رباعی زیر را در همان مجلس سرود.

"دلبری"با "دلبری " "دل" از کفم دزدید و رفت
هرچه کردم ناله از "دل" "سنگدل " نشنید ورفت
گفتمش ای" دلربا" "دلبر" ز " دل" بردن چه سود؟!
از "ته دل" بر من "دیوانه دل " خندید و رفت
رهنما رهنما.     چهارشنبه, ‏1394/05/28 ‏13:40:14

کیانا جان سالروز تولدت مبارک
94/05/28
changeaz چنگیز     دوشنبه, ‏1394/06/16 ‏09:53:44

نوشتم نامه ای با آه و زاری * * برای مه وشی زیبا نگاری



بنام آنکه مهرت در دلم ریخت * * همو که عشق تو با جانم آمیخت



سلام ای دلبرم ای نازنینم * * سلام ای تاج سر ای مه جبینم



سلام ای سرو قد ای گلعذارم ** خبر خواهی اگر از حال زارم



ملالی نیست جز درد جدایی ** کجایی ای گل نازم کجایی؟



نه پنهانی که پیدایت نمایم ** نه پیدایی تماشایت کنم





همه سوزم همه سوزم همه سوز ** به عشقت ای عزیز عالم افروز



دو چشمم بی رخت نوری ندارد * * دل من طاقت دوری ندارد



بیا از دوریت آن روزه دارم  * * که بر الله اکبر گوش دارم



دلم دکان عشق و احتیاج است * * بیا ای مشتری جانم حراج است



تو که هفت آسمان را قبله گاهی * * بهایش را بده نیمه نگاهی



غلط گفتم خطا رفتم ببخشا * * جسورانه نمودم نامه انشا



تو آن می کن که بر آن میل داری * * که در هستی تو صاحب اختیاری



کجا با من نگارا کار داری * * تو شاهی از گدایی عار داری



ز دل غم نامه ی خود تا نوشتم * * ببستم روی آن خوانا نوشتم



فرستنده:زمین ظلم و باطل * * ز شهر آینه از کشور دل



خیابان جنون بازار غربت * * کنار سوز نبش دار غربت



پلاک بی کسی از کوچه ی درد * * غریب و خسته و تنها و شبگرد



ولی گیرنده:در صحرای غیبت * * میان خیمه ی عشق و محبت



رسد نامه به دست شاه و مولا  * * عزیز فاطمه مهدی زهرا



سحر برد و دلم غرق نوا بود * * که آن نامه رسان باد صبا بود



به دستش بوسه دادم گفتمش زار  * * جواب نامه ام را زود باز آر
ashkyar ashkyar     دوشنبه, ‏1394/09/09 ‏00:30:45

ای خدا به کی بگم به کی بگم؟

که داره تنهایی آبم می کنه

حیفه من زندونی غم بمونم

غم داره خونه خرابم می کنه

چرا هیچ کس نمی خواد حرفامو باور بکنه

باره این تنهایی رو برام سبک تر بکنه

کی میاد و کِی میاد اون که چشاش

واسه من شبو چراغون بکنه

دست گرمشو تو دستام بذاره

خلوت دستامو ویرون بکنه

چرا هیچ کس نمی خواد حرفامو باور بکنه

بار این تنهایی رو برام سبکتر بکنه

دارم از تنهایی دیوونه می شم

چرا هیچ کس به سراغم نمیاد

نمی خوام دیوونه ی تنها باشم

دیوونه همدم دیوونه می خواد

چرا هیچ کس نمی خواد حرفامو باور بکنه

بار این تنهایی رو برام سبکتر بکنه

دارم از تنهایی دیوونه می شم

چرا هیچ کس به سراغم نمیاد

نمی خوام دیوونه ی تنها باشم

دیوونه همدم دیوونه می خواد

چرا هیچ کس نمی خواد حرفامو باور بکنه

بار این تنهایی رو برام سبک تر بکنه
رهنما رهنما.     چهارشنبه, ‏1395/01/11 ‏13:43:42

در کار عشق بازی، باید نترس باشی
چون رهنمای عاشق، بانگ جرس باشی
گر کار عاشقی را خواهی به دست گیری
باید به پای عشقت،شوق هوس باشی
چون مدعی بگردی، عاشق شدی به یاری
آنگه برای عشقت، باید نترس باشی
« نمایش همه نظرات »
« نمایش همه صفحات »
« نمایش 10 نظر بعدی »


املاک A4A: طراحی سئو