کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
 


کیانا وحدتی
بیا ببین که چه کرده ای با بلوغ حقیقت عشق بیا مرا ببین در التهاب شعله سرکش درد بیا ببین رها...

جزئیات بیشتر...




آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم، یار در خانه و ما گرد جهان می گردیم.
زمانی استفاده می شود که فرد توانائیهای خودش را نبیند و مدام خودش را...

جزئیات بیشتر...


اشعار خاطره انگیز
« 21967 بازدید »

ahmadi جواد     سه شنبه, ‏1387/09/12 ‏17:07:03

در صورتی که شعر خاصی در ذهن دارید که تداعی کننده خاطره ای شیرین برای شماست در این قسمت وارد کنید. همه ما برخی مواقع اشعاری را می بینیم و به یاد می سپاریم که یادآور احساس و یا حال خاصی است. با ثبت این اشعار در این قسمت به دیگران نیز فرصت سهیم شدن در آن احساس زیبا را دهیم.
« نمایش همه نظرات »
« نمایش همه صفحات »
« نمایش 10 نظر قبلی »


changeaz چنگیز     دوشنبه, ‏1394/05/12 ‏09:08:54

خوشا فصل بهاران بروجرد
خوشا احوال یارانِ بروجرد
کشد نورِ تجلی پرده بر رخ
ز شرمِ گلعذارانِ بروجرد
بهشتِ شادی و دریای نور است
بروجرد از صفا دار السّرور است
بروجردی صفای آب دارد
دلی قرمزتر از عنّاب دارد
طنین اندازِ عالَم داستانش
جهان مسرور گشت از عالِمانش
بروجرد و خیابانهای خوبش
خیابانگردیِ وقت غروبش
“بهار” و “جعفری” و “طالقانی”
خیابان مدرس و میدان رازون
صفا و صوفیان،کوی وزیری
تختی و خرم، باغمیری
سه راه جعفری غرقِ تماشاست
میان راستا بازار غوغاست
بیا تا سعدی و باغ ملی
برای ثبت اسناد سجلّی
اگر داری هوای سیر و گلگشت
مشو غافل ز ونّایی و گلدشت
میانِ ظلمتِ شبهای بی حد
چغا چونان نگینی می درخشد

دمی همراه ما شو با بروجرد
سفر کن از ولایت تا بروجرد
در اینجا شهری از آیینه بینی
صفای عشق را در سینه بینی
طنین انداز ، نامش در جهان است
که اینجا مامن فرزانگان است
ز سرسبزی تنی انبوه دارد
دلی چون برفِ کوه زاگرس دارد
farahnaz فرحناز     جمعه, ‏1394/05/16 ‏14:16:48

میگویند در مجلسی از ژولیده نیشابوری پرسیدند: میتوانی فی البداهه شعری بگویی که ده تا کلمه " دل " درآن باشد و هر کدام معنای مختلفی داشته باشد.
و او رباعی زیر را در همان مجلس سرود.

"دلبری"با "دلبری " "دل" از کفم دزدید و رفت
هرچه کردم ناله از "دل" "سنگدل " نشنید ورفت
گفتمش ای" دلربا" "دلبر" ز " دل" بردن چه سود؟!
از "ته دل" بر من "دیوانه دل " خندید و رفت
رهنما رهنما.     چهارشنبه, ‏1394/05/28 ‏13:40:14

کیانا جان سالروز تولدت مبارک
94/05/28
changeaz چنگیز     دوشنبه, ‏1394/06/16 ‏09:53:44

نوشتم نامه ای با آه و زاری * * برای مه وشی زیبا نگاری



بنام آنکه مهرت در دلم ریخت * * همو که عشق تو با جانم آمیخت



سلام ای دلبرم ای نازنینم * * سلام ای تاج سر ای مه جبینم



سلام ای سرو قد ای گلعذارم ** خبر خواهی اگر از حال زارم



ملالی نیست جز درد جدایی ** کجایی ای گل نازم کجایی؟



نه پنهانی که پیدایت نمایم ** نه پیدایی تماشایت کنم





همه سوزم همه سوزم همه سوز ** به عشقت ای عزیز عالم افروز



دو چشمم بی رخت نوری ندارد * * دل من طاقت دوری ندارد



بیا از دوریت آن روزه دارم  * * که بر الله اکبر گوش دارم



دلم دکان عشق و احتیاج است * * بیا ای مشتری جانم حراج است



تو که هفت آسمان را قبله گاهی * * بهایش را بده نیمه نگاهی



غلط گفتم خطا رفتم ببخشا * * جسورانه نمودم نامه انشا



تو آن می کن که بر آن میل داری * * که در هستی تو صاحب اختیاری



کجا با من نگارا کار داری * * تو شاهی از گدایی عار داری



ز دل غم نامه ی خود تا نوشتم * * ببستم روی آن خوانا نوشتم



فرستنده:زمین ظلم و باطل * * ز شهر آینه از کشور دل



خیابان جنون بازار غربت * * کنار سوز نبش دار غربت



پلاک بی کسی از کوچه ی درد * * غریب و خسته و تنها و شبگرد



ولی گیرنده:در صحرای غیبت * * میان خیمه ی عشق و محبت



رسد نامه به دست شاه و مولا  * * عزیز فاطمه مهدی زهرا



سحر برد و دلم غرق نوا بود * * که آن نامه رسان باد صبا بود



به دستش بوسه دادم گفتمش زار  * * جواب نامه ام را زود باز آر
ashkyar ashkyar     دوشنبه, ‏1394/09/09 ‏00:30:45

ای خدا به کی بگم به کی بگم؟

که داره تنهایی آبم می کنه

حیفه من زندونی غم بمونم

غم داره خونه خرابم می کنه

چرا هیچ کس نمی خواد حرفامو باور بکنه

باره این تنهایی رو برام سبک تر بکنه

کی میاد و کِی میاد اون که چشاش

واسه من شبو چراغون بکنه

دست گرمشو تو دستام بذاره

خلوت دستامو ویرون بکنه

چرا هیچ کس نمی خواد حرفامو باور بکنه

بار این تنهایی رو برام سبکتر بکنه

دارم از تنهایی دیوونه می شم

چرا هیچ کس به سراغم نمیاد

نمی خوام دیوونه ی تنها باشم

دیوونه همدم دیوونه می خواد

چرا هیچ کس نمی خواد حرفامو باور بکنه

بار این تنهایی رو برام سبکتر بکنه

دارم از تنهایی دیوونه می شم

چرا هیچ کس به سراغم نمیاد

نمی خوام دیوونه ی تنها باشم

دیوونه همدم دیوونه می خواد

چرا هیچ کس نمی خواد حرفامو باور بکنه

بار این تنهایی رو برام سبک تر بکنه
رهنما رهنما.     چهارشنبه, ‏1395/01/11 ‏13:43:42

در کار عشق بازی، باید نترس باشی
چون رهنمای عاشق، بانگ جرس باشی
گر کار عاشقی را خواهی به دست گیری
باید به پای عشقت،شوق هوس باشی
چون مدعی بگردی، عاشق شدی به یاری
آنگه برای عشقت، باید نترس باشی
رهنما رهنما.     یکشنبه, ‏1395/02/05 ‏13:39:49

گرچه دانم عشق تو در قلب ما افسانه است
عشق تو بر ما چو بی مهری کند ، بیگانه است
صد غزل باید سرودن وصف این افسانه را
آن غزلهایی که از عشقت برم مستانه است
چون ز عشقت می شود پیمانه ها با آن گشود
لب به ساغر می زند آن کس که در میخانه است
ما  ز مه رویان عالم چشم یاری داشتیم
او  مثال عاشقان ،چون عاشقی دیوانه است
دل فریب خط خال و زلف یارش می شود
آنکه گرد شمع عشقی سوزدش  پروانه است
عشق از اول در نگاه رهنما بیگانه بود...
یک غزل یا صدغزل در عشق او افسانه است
حنانه حنانه     دوشنبه, ‏1395/02/06 ‏15:58:45

خواستم تا که برایت بسرایم غزلی
ناب
     همرنگ دو چشمان نجیب تو
                                      هنگام دعا
و زلال
    مثل عشقت به خدا
خواستم از تو بگویم شعری
     تا که زیبایی روحت را
                             توصیف کند
و صفای دل چون آینه ات را
                      مو به مو شرح دهد
تو چنان شاخه گلی زیبا
                              ازباغ بهشت
هنر و قدرت والای خدارا
می نمایی با شور
تو چنان بوی خوش یاس
به هنگام بهار
و چنان عطر اقاقیها
در بستر شب
حس آن رایحه ی ذات الهی را
به مشام دل و جان می بخشی
درتو
   معصومیت پاک و نجیبی
                                           پیداست
خواستم از تو بگویم غزلی
ساده و بکر
                      همچو لالایی گرم مادر
اما
واژه ها گم شده اند
و رباعی ها
در جنگل گیسوی سیاه تو
سرگردانند
با کدامین غزل و شعر
                 بگویم که :
             چه زیباست!
تورا حس کردن
                با تو گفتن
                   باتو بودن
                       با تو رفتن
         به سراپرده ی رازهستی...........
                 راستی...........
در میان بغض ناباوری آدمها
عشق بیرنگ دلم را به تو
                  باور داری؟؟؟؟؟؟؟
رهنما رهنما.     چهارشنبه, ‏1395/02/08 ‏13:37:24

ممنون حنانه
عالی بود
changeaz چنگیز     شنبه, ‏1395/04/12 ‏10:15:47

تو آن بُتی که پرستیدنت خطایی نیست




و گر خطاست مرا از خطا ابایی نیست







بیا که در شب گرداب زلف موّاجت




به غیر گوشه ی چشم تو ناخدایی نیست







درون خاک، دلم می تپد هنوز اینجا




به جز صدای قدم های تو صدایی نیست







نه حرف عقل بزن با کسی نه لاف جنون




که هر کجا خبری هست ادعایی نیست







دلیل عشق فراموش کردن دنیاست




و گرنه بین من و دوست ماجرایی نیست







سفر به مقصد سر در گمی رسید چه خوب

                                     


                                                                      که در ادامه ی این راه ردّ پایی نیست
« نمایش همه نظرات »
« نمایش همه صفحات »

املاک A4A: طراحی سئو