کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
 


کیانا وحدتی
دلم که به نگاه تو ماند ، حال و روز لحظه همین است ... مرا ببخش ... زمن مپرس چرا ، چگونه ...

جزئیات بیشتر...




مرا ببوس
گل‌نراقی, دکترحیدر رقابی, مجید وفادار, { مرا ببوس ، مرا ببوس ،...

جزئیات بیشتر...


تجربه ی نزدیک به مرگ
« 7295 بازدید »

maryam مریم     سه شنبه, ‏1387/11/22 ‏19:04:07

ا
« نمایش همه نظرات »
« نمایش همه صفحات »
« نمایش 10 نظر قبلی »


شاهرخ شاهرخ     جمعه, ‏1395/12/13 ‏02:26:53

سلام.
مطالبتون خیلی جالبه. من میخوام چند تجربه م رو با شما در میون بذارم. البته مرگ تقریبی نیست. میخوام بدونم کسی ازشون سر در میاره یا نه.
۱. وقتی ۶ یا ۷ ساله بودم، تو سنندج زندگی میکردم. ما یه خونه ی قدیمی داشتیم، یه پستو داشت. یه روز تنهایی مشغول بازی تو پستو بودم. ناگهان به خودم فکر کردم و اینکه کی هستم. همینطور که فکرم درگیر بود و قیافه ی خودم رو مجسم میکردم، زانوهام رو بغل کردم و چشمام رو محکم بستم و تمرکز کردم. میپرسیدم و تکرار میکردم "من"، "من". ناگهان خیلی تعجب کردم و چشمانم رو باز کردم و تند تند با تعجب و ترس میگفتم من،من،من.... قیافه خواهرا و برادرام میومد جلوی چشمم درحالیکه یه لحظه احساس میکردم چقدر غریبه ن برام در حالیکه کاملا تشخیص میدادم که کی هستند.
من اون موقع و تا ۱۰ - ۱۲سال بعد که چند دفعه دیگه این حالت بهم دست داد، دقیقا نتونستم بفهمم اون روز از چی ترسیده بودم و پریشان و بهت زده شده بودم. الان که ۳۰ ساله هستم و دیگه اون حالت بهم دست نمیده یا دیگه تعجب و ترس نداره، حدس میزنم که اون زمان، من با اون سن کم در واقع به وجود خودم پی برده بودم و اینکه من شکل یا قیافه نیستم. من خود خودم رو ادراک کرده بودم. ترس من به طور ناخودآگاه از این جا ناشی میشد که فهمیده بودم تو یه قالب و قیافه ای گیر کردم و من این جسم نیستم. در واقع من سوال کرده بودم که کی هستم. جواب اولیه ی مغز من به این سوال این بود که؛ تو قیافه ات و جسمت هستی. ولی روح کودک من یک تصویر مشکی و خالی و خنثی را جواب میداد که هیچ قابل بیان و توصیف نبود. من وحشت کرده بودم که اگر جسم و قیافه نبودم پس چه بودم؟
شاهرخ شاهرخ     جمعه, ‏1395/12/13 ‏03:17:52

مثل اینکه فهمیده بودم دو نفرم (۱. جسم و قیافه م، ۲. روح خودم) و این که قیافم غریبه ست واسم و این برای اولین بار خیلی وحشتناک و شگفت آور بود برام.
آیا کسی میدونه این حالت اسم خاصی داره یا نه؟
۲. من چند سال اخیر(۲۶ سالگی تا ۲۹ سالگی)، تا قبل از ازدواجم چند خواب عجیب و بسیار زیبا دیدم. من چند بار تو خواب موسیقی شنیدم بسیار زیبا و عاشقانه و از سر عشق محض. اگه بشنویش درجا میزنی زیر گریه. احساس میکنی خداوند این قطعه رو مخصوص تو زده و بهت هدیه داده. حیف که تو یاد آدم نمیمونه. من چند سال اخیر همش خدا رو فریاد میکردم که چرا  علی رغم تلاش و صداقت قابل توجه در درس و دانشگاه، هنوز تو این جامعه نه شغل دارم و نه همسر! یه روز خواب یه مدرسه رو به سبک قدیمی با حیاط و یه باغچه وسطش دیدم. من جز معلم ها بودم و تو حیاط قدم میزدم و همکارای دیگه تو حیاط نشسته بودن و دور استاد الهی قمشه ای حلقه زده بودند و سوال میکردن. ناگهان بارون بارید و علاوه بر اون یه چشمه آب از آسمون به آرامی ریخت روی باغچه و نور خورشید وسط راه میزد تو آب و آب میدرخشید و میزد توی چشم. خیلی قشنگ بود. بعدش به آسمون نگاه کردم. رنگش خیلی خیلی زیبا و شفاف. از قشنگی اون رنگ داشتم شاخ در میاوردم. نه رنگ سحر بود نه غروب. یه جور سورمه ای بود که شفاف و روشن هم بود. حتی تو خواب با خودم گفتم این دیگه چه رنگ عجیب و زیباییه. چند روز بعد بهم زنگ زدن و دیگه در دانشگاه آزاد تدریس ریاضی رو شروع کردم.
شاهرخ شاهرخ     جمعه, ‏1395/12/13 ‏03:34:21

خوابای قشنگ خیلی دیدم. چند بار خواب پرواز دیدم. به حدی سواری خوردن تو هوا کیف داشت که هر وقت به خوابم فکر میکنم درجا روحم تازه میشه. یه بار خیلی رفتم بالا تا جاییکه دیگه آسمون از آبی به سورمه ای تغییر رنگ میداد. اون بالا نشسته بودم و نگاه میکردم. سرم رو که بالا میکردم سیاه بود و پایین که میاوردم زیر پام آبی زلال آسمانی و روبروم هاله ی سورمه ای جو زمین. منظورم ابتدای فضاست. یکی دو ماه بعد از این خواب من به خواستگاری رفتم و ازدواج کردم.
شاهرخ شاهرخ     جمعه, ‏1395/12/13 ‏04:11:08

۳. یه تجربه ی دیگه در مورد خواب دارم و نمیدونم اسمش چیه. فکر کنم بیشتر ترسناکه تا لذلتبخش و گاهی موقع بیدار شدن از این نوع خواب، حس میکنم نفسم قطع شده.
من گاهی متوجه میشم که خواب هستم و با سرعت خیلی خیلی بالا از ساختمانی به ساختمان دیگه پرواز میکنم حتی وارد منزل دیگران میشم و از دیوارها هم عبور میکنم بعد متوجه میشم که خوابم و سعی میکنم خودم رو بیدار کنم. داد میزنم، خودم رو تکون میدم اما بیدار نمیشم. خدا خدا میگم و اسمش رو میارم و بعد از سعی و تقلای بسیار و فرار از دست افراد و چهره های بسیار زشت بلاخره موفق میشم خودم رو بیدار کنم. بعد از بیداری از جام بلند میشم و تو خونه راه میرم و دوباره شروع میکنم به تند حرکت کردن یا پرواز کردن یا فرار از افراد ترسناک! و تازه متوجه میشم که خیال کردم که بیدار شدم و یا بهتر بگم؛ خواب دیدم که بیدار شدم. و این روند چند بار ممکنه تکرار بشه. یادمه یه بار که دبیرستانی بودم بعد از چند بار بیداری ناموفق، هنوز شک داشتم که واقعا بیدارم یا نه! برای اطمینان سرم رو با احتیاط زدم به دیوار. و این بار واقعا بیدار شده بودم. در حالیکه دفعات قبل محکم از بالکن شیرجه میزدم تو حیاط و متوجه میشدم هنوز خوابم! تو این جور خواب هام یکی دو بار احساس کردم نزدیک بدنم که رو زمین دراز کشیده و خوابه قرار دارم. وضعیت پاهام و دستام و گردنم رو کاملا حس می کنم و گاهی با چشم نیمباز خودم رو میبینم اما نمیتونم بلند شم. تا این مرحله که بیام دیگه ۱۰ الی ۲۰ ثانیه بعد با زور زدن میتونم بیدار بشم.
کسی اسم این نوع خواب رو میدونه؟
fariba fariba     سه شنبه, ‏1395/12/24 ‏10:35:48

سلام و خیرمقدم به شاهرخ عزیز
من مادر کیانا هستم
به شما تبریک میگم بخاطر تجربیات بسیار جالبی که دارین و انشالله خواهید داشت. من بعد از پرواز کیانا و بازگشتش به سرای ابدی خیلی در این مورد تحقیق کردم بنابراین اطلاعاتی که در این مورد دریافت کردم در اختیارتون میذارم امیدوارم راه گشا و انگیزه ای بشه برای رسیدن به آگاهی و معرفت کاملتر و در نتیجه تعالی و رشد شما .
شما در واقع تجربه خروج روح از بدن رو دارید این اتفاقیه که در زمان خواب برای همه می افته ولی معمولا بعد از برگشت روح و بیداری جسم خاطره اونو افراد بسیار کمی به یاد میارن . حضرت علی (ع) می فرمایند خواب برادر مرگه .
شما باید علم و آگاهی تونو در این زمینه بالا ببرین تا این تجربیات واستون قابل درک بشه که آسانترین و بهترین راه مطالعه کتابهایی با این مضمونه . بعد اگر با خود شناسی و خودسازی تزکیه و پالایش لازم رو هم رو وجود خودتون انجام بدین و خالص و پاک بشین میتونید با اراده و تسلط کافی این کارو در زمان بیداری و هوشیاری کامل انجام بدین که در اینصورت لذتی به مراتب بالاتر و آگاهیهای بسیار ناب تر پیدا خواهید کرد.
مثلا در تجربه اول وقتی شما در ساحت روح بودید روح خواهربرادراتونو می دیدید یعنی خود واقعی اونها ، از یکطرف واستون غریبه بودن و از یه طرف خوب میشناختیتشون.
شما تجربه و درک کردید که روح مربوط به عالم مجرداته نه مادیات و به همین دلیل شکل و قیافه نداره بلکه به هر شکل و قیافه ای میتونه در بیاد.
در واقع وجود اصلی ما روحمونه که بنا به دلایلی با یک جسم خاص همراه شدیم و به دنیا اومدیم تا ویژگیهای خاصی رو عملا تجربه و درک کنیم و بدین وسیله رشد کنیم.
شما موسیقی عالم علی رو شنیدین که به مراتب دلنشینتر و لذتبخشتره . مولانا در این مورد ابیات زیبایی داره از جمله :
ناله سُرنا و تهدید دُهُل       چیزکی ماند بدان ناقور کل     (ناقور کل :صوراسرافیل ، ندای حق )
تجربیات پرواز شما مربوط به پرواز روحه که در اثر خروج روح از بدن حس میشه که خیلی جالب و لذتبخشه .روح میتونه با سرعت بسیار بالایی حرکت کنه و از تمام موانع عبور کنه ، چون خیلی سبک و لطیفه و براحتی از ماده عبور میکنه.ََ

توصیه میکنم کتابهای آقای قمشه ای و آقای بهرام الهی رو بخونین ،کتاب گفتگو با خدا هم خوبه (نیل دونالد والش ) و بعد کم کم برین به سمت مثنوی که اصل مطلبه.
fariba fariba     سه شنبه, ‏1395/12/24 ‏10:47:14

مولانا مثنوی رو باین ابیات شروع میکنه :
بشنو این نی چون شکایت می‌کند                 از جداییها حکایت می‌کند
کز نیستان تا مرا ببریده‌اند                             در نفیرم مرد و زن نالیده‌اند
اون نیستانی که نی وجود مارو از اونجا بریدن همون عالم روحه و به همین دلیل در اینجا احساس غریبی و هجران میکنیم و نالان و شاکی هستیم .
Aliehsan احسان     دوشنبه, ‏1396/01/07 ‏02:17:29

تقدیم به عزیزان کیانا
درتابستان سال 1381 در صانحه تصادف دچار حالتی لذت بخش توام با آرامشی وصف ناپذیر شدم . لحظاتی جسم خود را  از بالا دیدم و .... از شهریور95 کانال تلگرامی سیمرغ My_Simorgh@ را در مورد NDE راه انداختم
Aliehsan احسان     دوشنبه, ‏1396/01/07 ‏02:21:13

محدودیت کاراکترها اجازه توضیح مطلب را بمن نداد . فقط بگویم مرگ زیباترین و عالی ترین تجربه هر انسانی است . عزیزان دیانا بالاخره با او ملاقات خواهید کرد . در آنروز من و هر خواننده ای که لین متن را خواهد خواند  آنجا خواهد بود. پس به امید دیدار عزیزان رفته و شما
its me its me     دوشنبه, ‏1396/02/18 ‏19:15:15

سلام....خوب هستین دوستان؟؟؟ فریبا جان شما خوبین؟
راستش چن تا سوال واسم پیش اومده بود...‌نمیدونم اینجا مطرح کردنش درسته یا نه...
از دوستان کسی هس که به بعد های دیگه سفر داشته؟ یا حداقل ارتباط برقرار کرده؟؟؟
و یا کلا یه اطلاعاتی از بعد های دیگه بهم بده ممنون میشم
farahnaz فرحناز     سه شنبه, ‏1396/03/09 ‏17:58:17

سلام بر شما دوست گرامی اگر علاقه مند به پیگیری تجربیات نزدیک به مرگ هستین به این کانال تلگرام سر بزنید
@My_Simorgh
« نمایش همه نظرات »
« نمایش همه صفحات »

املاک A4A: طراحی سئو