کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
 


کیانا وحدتی
مرا ببخش ... زمن مپرس چرا ، چگونه ؟ تا کی این چنین بی قرار و نا آرام ؟ دلی که بینوای تو...

جزئیات بیشتر...




صحنه های جالب
...

جزئیات بیشتر...


عشقی نه از آن گونه
« 27122 بازدید »

ashkyar ashkyar     شنبه, ‏1388/07/25 ‏19:17:25

بحثی که اینجا توی این اتاق می خوایم با هم در موردش صحبت کنیم "عشق" است  همان حس آشنا که سابقه وجود و چگونگی آن در عالم هستی همچون رازی است که خود چه بسیار رازهایی از ماانسانهارا پرده برداشته است...
« نمایش همه نظرات »
« نمایش همه صفحات »
« نمایش 10 نظر قبلی »


ashkyar ashkyar     پنج شنبه, ‏1397/07/26 ‏04:10:50

گاهی بیداری برای تو به کابوسی سخت می ماند که هرلحظه خود را در تب و تاب بیدار شدن می یابی اما دریغ که حقیقت ورای واقعییت بر انسان سایه افکنده و تو در برابر حجوم زیادی از خستگی همه ی واقعیت های زندگی را دور از خود میبینی و در خود می میری اگر بمانی اگر بمانی اگر بمانی...
م.اشکیار
رویایی رویا بیرام زاده     پنج شنبه, ‏1397/08/10 ‏10:52:53

کیانای عزیزم
بازپاییزامده است ومن شکوه دل انگیزپاییز را
درچشمان تومیبینم وکلامی دلنشین که ازتوباقی مانده است
یادته بچه که بودیم
من و تو  باشادی وشور
دست تو دست و یکدل وجور
چی باهم بازی میکردیم؟!!!

توی کوچه های پرجوش
ته اون کوچه بن بست
غرقِ درشیطنت وشور
منو تویادم فراموش؟ !!!

یادته توپاییزامون
یه دونه چرخ وفلک بود
دوراون چرخ وفلکها
دونگاه بیقراربود؟!!!

یادته توقصه هامون
توی جنگلها میگشتیم
بانگاه بچگیمون
دنبال پری میگشتیم ؟!!!

حالا که توقصه من
اسم تو جای پریهاست!!
اون نگاه مهربونت
دنبال برگ خزونهاست؟!!!
                                   
                                           ♧رویا♧
farahnaz فرحناز     پنج شنبه, ‏1397/08/10 ‏19:05:09

رویای عزیز خیلی زیباست
fariba fariba     جمعه, ‏1397/08/11 ‏23:38:57

ممنون رویا جان بخاطر شعر زیبای پاییزت که به یاد کیانا گفتیش
شعری از دکتر شفیعی کدکنی رو که احساس میکنم به پاییز کیانا خیلی میخوره بهت تقدیم میکنم

آن بلوط کهن آنجا بنگر
نیم پاییزی و نیمیش بهار
مثل این است که جادوی خزان
تا کمرگاهش
با زحمت
رفته ست و از آنجا دیگر
نتوانسته بالا برود
ashkyar ashkyar     سه شنبه, ‏1397/08/15 ‏22:52:43

درود بر همه
سپاس از رویای عزیز و متن زیباش که از عشق رنگین بود

سلام یه فرحناز و فریبای عزیز و تشکر ویژه از این خانواده که همچنان این سایت رو پابرجا نگه داشته اند.
دورد عشق بر شما
رویایی رویا بیرام زاده     پنج شنبه, ‏1397/08/17 ‏15:32:06

درودی بی پایان برفریبای گرامی وفریباجان واشکیارعزیز
سپاس بیکران ازلطف بی شائبه شماعزیزان
رویایی رویا بیرام زاده     پنج شنبه, ‏1397/08/17 ‏15:39:50

سپاس ازفرحنازعزیزوگرامی
رویایی رویا بیرام زاده     پنج شنبه, ‏1397/08/17 ‏16:10:39

امروزاحساس میکردم کیاناجان میخوادیه چیزی رو به دختران وپسران جوانِ مسافردراین جهان فانی بیان کنه، کلماتی روکه درقلبم احساس میکردم ازبان این گل نوشکفته مینوسم :

برای تویی که مسافری...
مادوتاهردومسافریم فقط دریک جایی توی مسیرزندگیمون ، توی یه ایستگاه متروک ، روی یه نیمکتِ درحالِ انتظاربا هم تلاقی  کردیم امیدوارم وقتی سفرمون دوباره آغازمیشه به همه اونچه که آرزشوداشتی رسیده باشی چون اونوقته که ادامه سفربرای من راحتترمیشه .عزیزدلم تنهاچیزی که ازت میخوام اینه که درگیروداراین زندگی ،درپیچ وخم فلسفه داشته هاونداشته ها،همچنان پاک بمونی وپاک سفرکنی،  فقط همین مهمه،گوهروجودتو که به  بهای گزافی شفاف و زلال نگه داشتی به ازای بهای ناچیزی که روزگاربهت ارزونی میکنه نفروش. هرگز الوده حساب وکتاب این دنیانشو،دنیا میتونه قشنگ ترباشه اگه  سرنوشتشوخودت هرروز بایه قصه نو،نوشته باشی ،قصه های خوب ماتموم شدنی نیستن اگه یادت بمونه هرشب که چراغهای شهرخاموش میشن وستاره های درخشان شروع به تابیدن میکنن بری وکنارپنجره اتاقت بِایستی وباتمامی اشتیاقت به زندگیت ، باچشمانی که ازشوق میدرخشند به آسمان نگاه کنی.
رویایی رویا بیرام زاده     پنج شنبه, ‏1397/08/17 ‏20:16:23

سلام کیانای عزیزم

بازشب فرارسید،همان شبی که نیلگونی احساس تورادراعماق وجودخود ودیعه دارد، ستارگان میدرخشند وسکوت شب تنهایادگاریست که کلام تورا میشناسد،
شهابی میگذردوتو تا عمق چشمانش خیره میشوی وبا عمیقترین اشتیاق اوبه سوی (نهایتِ عشقی ابدی) یکی میشوی ..عزیزم
ماه ربیع الاول مبارک گل نازم♡♡♡♡
ashkyar ashkyar     دوشنبه, ‏1397/08/28 ‏00:41:46

دیروز بعداز مدت ها به کتابخونه ی یادواره ی کیانا رفتم که چقدر چسبید مثل همون گذشته ها میون کتاباو سازها و دستان استاد وحدتی که فشرد دست مرا به سلامی گرمو پر مهر
و دیدار با مادر کیانا که این حضور پایدارش در کتابخونه روح آدم رو میون این ادم های مجازی زده ی روزگار ما زنده میکرد...

"عرفان و معنویت=عشق گهرهای گمشده ی مردم دیار ما هستند.
« نمایش همه نظرات »
« نمایش همه صفحات »

املاک A4A: طراحی سئو