کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
ایمان بیاوریم به زندگی مرا به ترنم قطره های باران قسم داده اند که لحظه های عمرم را با خیال سرد...

جزئیات بیشتر...




سبک هندی
با توجه به اینکه قرن نهم هجری در تاریخ ادبیات فارسی نقش مهمی در ادوار...

جزئیات بیشتر...


کتاب : دعا دریچه ای بسوی ماوراء 2
نوشته : دکتر ران رات
ترجمه : فریده مهدوی دامغانی
نشر : تیر
بخش هایی از صفحات 185 ، 186 ، 187
« 2385 بازدید »

شرح: من شب و روز در کنار قلب تو ایستاده ام...حتی آن هنگام که تو ، ای موجود بشر ، به آوای الهی ام گوش نمی سپاری و یا گاه ، در گودال شک و تردید فرو می افتی . شک می کنی که آیا به راستی در کنارت هستم . حال آنکه من هماره در انتظار آنم که مرا فرابخوانی ، حتی در زمزمه ای آرام و در نجوایی خاموش ، تا دست یاری به سویت پیش آورم...
...
همانا مایلم به تسکین و آرام کردنت برخیزم ، تو را روحی دوباره بخشم و تمام جراحاتت را التیام بخشم . نورم را برایت به ارمغان خواهم آورد ! با قدرتم از راه خواهم رسید ، و با رحمتم قلبت را لمس خواهم کرد ، تو را دگرگون و متحول خواهم ساخت . از صلح و آرامشم نیز به تو ارزانی خواهم داشت ، تا روحت را سکون و ثبات و آرامش بخشم .
...
آری ، از آنچه در قلبت می گذرد ، نیک آگاهم و از تنهایی و بی کسی ات ، و نیز از تمام جراحات و زخم ها و ناراحتی هایت آگاهم . از تمام تحقیرهایی که ناگزیر متحمل شدی ، از تمام واپس خوردن ها و قضاوت های نابجایی که تو را آزرده خاطر کردند و دیگران بر وجودت سرازیر ساختند ، آگاهم . من همه ی این سختی ها را با تو همگام بوده ام و از قدرت و نیرویم به تو ارزانی داشتم تا صبر و شکیبایی داشته باشی.
...
من از نیاز مخصوص تو برای دریافت عشق آگاهم ، و می دانم تا چه اندازه خواستار این هستی که دوستت بدارند و محبوب همگان باشی ! اما چه بارها که این عشق را بیهوده در میان بندگانم جست و جو کردی ، و خواستی خلاء درون وجودت را با لذت هایی زودگذر ، آکنده سازی . آیا به راستی تشنه ی عشقی ؟ پس به نزدم بیا ، و ای توئی که عطش عشق داری ، بیا تا سیرابت کنم !
...
به من توکل کن ! به من اعتماد کن ! هر روز با طلوع خورشید ، از من بخواه تا امورت را در دست گیرم ، و من نیز چنین خواهم کرد.
...
لیک تنها یک نکته را هرگز از خاطر مبر ! یک چیز هرگز ، هرگز تغییر نخواهد یافت ! چه در این عالم خاکی باشی ، چه نباشی : این که هماره دوستت دارم ! این ایمان و اعتماد تو به عشق من است که همه چیز را دستخوش تغییر خواهد ساخت.
...
با تمام اندوه هایت ، رنج هایت ، نگون بختی هایت ، مشکلاتت ، بیماری هایت ، درد هایت ، نیازمندی هایت به نزدیکم بیا ، به سویم شتاب و دوستم بدار ، چونان که دوستت دارم ! در برابر قلبت و روح و جان تو ایستاده ام ، پس در را بگشای...

تهیه کننده سند: باران

نظرات بازدید کنندگان (2 نظر)    

آپارتمان A4A: طراحی سئو