کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
شاید، روزی اگر می آمدی ... لبخند آن زمزمه ی فراموش شده ی کمرنگ تصنیف بی آوازه ی...

جزئیات بیشتر...




روزگاری دزدها هم با شرف بودند
گویند روزی دزدی در راهی، بسته ای یافت که در آن چیز گرانبهایی بود و...

جزئیات بیشتر...


دل سوخته
« 2812 بازدید »

متن شعر: ashkyar     دوشنبه, ‏1389/11/04 ‏13:00:27

دل سوخته

دل سوخته تر از همه سوختگانم
از جمع پراکنده رندان زمانم

در صحنه بازیگری کهنه ی دنیا
عشق است قمار من و بازیگرآنم

با آن که همه باخته در بازی عشقم
بازنده ترین هست در این جمع نشانم

ای عشق از تو زهر است ، به کامم
دل سوخت تن سوخت ، ماندست ملامت

عمری است که می بازم و یک برد ندارم
اما چه کنم عاشق این کهنه قمارم

ای دوست مزن زخم زبان جای نصیحت
بگذار ببارد به سرم سنگ مصیبت

من زنده از این جرمم و مجرم به مجازات
مرگ است مرا گر بزنم حرف ندامت

باید که ببازم ، با درد بسازم
در مذهب رندان این است نمازم

من در بدر عشقم و رسوای جهانم
چون سایه به دنبال سر عشق روانم

او کهنه حریف من و من کهنه حریفش
سرگرم قماریم من و او روسر جانم

باید که ببازم ، با درد بسازم
در مذهب رندان ، این است نمازم ...
شاعر:
فروغی

تهیه کننده سند: فرحناز

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو