کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
خدایا؛ اون عشق بزرگی که من دنبالش بودم اون اتفاق عظیمی که مطمئن بودم باید بیفته تا زندگیم زیر...

جزئیات بیشتر...




ازدواج
جوانی می خواست زن بگیرد به پیرزنی سفارش کرد تا برای او دختری پیدا...

جزئیات بیشتر...


ساربان
« 2356 بازدید »

متن شعر: کوشا     پنج شنبه, ‏1387/11/17 ‏20:01:47

ای ساربان آهسته ران ، کآرامِ جانم می رود
وان دل که با خود داشتم ، با دل ستانم می رود
من مانده ام مهجور ازو ، بیچاره و رنجور از او
گویی که نیشی دور ازو ، در استخوانم می رود
گفتم به نیرنگ و فسون ، پنهان کنم ریش درون
پنهان نمی ماند که خون ، بر آستانم می رود
محمل بدار ای ساربان ، تندی مکن با کاروان
کز عشق آن سرو روان ، گوئی روانم می رود
او می رود دامن کشان ، من زهر تنهایی چشان
دیگر مپرس از من نشان ، کز دل نشانم می رود
با آن همه بیداده او ، وین عهد بی بنیاد او
در سینه دارم یاد او ، یا بر زبانم می رود
صبر از وصال یار من ، بر گشتن از دلدار من
گر چه نباشد کار من ،هم کار از آنم می رود
در رفتن جان از بدن ، گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم خویشتن ، دیدم که جانم می رود
من خود به چشم خویشتن ، دیدم که جانم می رود...

شاعر: سعدی

تهیه کننده سند: فرحناز

نظرات بازدید کنندگان (1 نظر)    

آپارتمان A4A: طراحی سئو