کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
... به باغ پنجره ها سوگند میان عهد و سرشاری میان فکر و بیداری ...

جزئیات بیشتر...




رسوا
ایرج, عبداله الفت, محمد میرنقیبی, شد از تو رسوا دل من اسیر غمها...

جزئیات بیشتر...


خبریست نو رسیده تو مگر خبر نداری؟
« 4211 بازدید »

متن شعر: خبریست نو رسیده تو مگر خبر نداری؟      
جگر حسود خون شد تو مگر جگر نداری؟

قمریست رو نموده پرنور بر گشوده

دل وچشم وام بستان ز کسی اگر نداری

عجب از کمان پنهان شب وروز تیر پران

بسپارجان به تیرش چه کنی سپر نداری

مس هستیت چو موسی نه زکیمیاش زر شد؟

چه غمست اگرچو قارون به جوال زر نداری؟

به درون توست مصری که تویی شکر ستانش

چه غم است اگر زبیرون مدد شکر نداری؟!

شده ای غلام صورت به مثال بت پرستان

تو چو یوسفی ولیکن به درون نظر نداری

به خدا جمال خود را چو در آیینه ببینی

بت خویش هم تو باشی به کسی نظر نداری

خردا نه ظالمی تو که ورا چو ماه گویی؟

زچه رویش ماه گویی تو مگر بصر نداری؟

سر توست چون چراغی بگرفته شش فتیله

همه شش زچیست روشن اگر آن شرر نداری؟
شاعر: غزلی از مولانا

تهیه کننده سند: ghader

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو