کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
به روشنای اشراق آفتاب چه بی ادعا ... غروب غرور مرا فهمید ! به جرأت زمین چه صادقانه از...

جزئیات بیشتر...




یارو کفه دستش میخاره....
یارو کفه دستش میخاره میگه پول داره میاد، گوشش میخاره میگه دارن پشتم...

جزئیات بیشتر...


خبریست نو رسیده تو مگر خبر نداری؟
« 6685 بازدید »

متن شعر: خبریست نو رسیده تو مگر خبر نداری؟      
جگر حسود خون شد تو مگر جگر نداری؟

قمریست رو نموده پرنور بر گشوده

دل وچشم وام بستان ز کسی اگر نداری

عجب از کمان پنهان شب وروز تیر پران

بسپارجان به تیرش چه کنی سپر نداری

مس هستیت چو موسی نه زکیمیاش زر شد؟

چه غمست اگرچو قارون به جوال زر نداری؟

به درون توست مصری که تویی شکر ستانش

چه غم است اگر زبیرون مدد شکر نداری؟!

شده ای غلام صورت به مثال بت پرستان

تو چو یوسفی ولیکن به درون نظر نداری

به خدا جمال خود را چو در آیینه ببینی

بت خویش هم تو باشی به کسی نظر نداری

خردا نه ظالمی تو که ورا چو ماه گویی؟

زچه رویش ماه گویی تو مگر بصر نداری؟

سر توست چون چراغی بگرفته شش فتیله

همه شش زچیست روشن اگر آن شرر نداری؟
شاعر: غزلی از مولانا

تهیه کننده سند: ghader

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو