کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
هم اکنون دگر چگونه ، با که بتوان گفت ؟ ! که در ظلمت سکوت در غربت حجیم فقدان آن...

جزئیات بیشتر...




شاه می بخشد ، شیخ علی خان نمی بخشد
شاعری به پیشگاه کریمخان زند میرود و قصیده ای در مدح او میخواند ، شاه...

جزئیات بیشتر...


عاشقانه
« 2578 بازدید »

متن شعر: ای با من و پنهان چو دل،ازدل سلامت می کنم
توکعبه ای،هرجا روم قصد مقامت می کنم
هرجا که هستی حاضری،از دور در ما ناظری
شب خانه روشن میشود چون یاد نامت می کنم
گه همچو باز آشنا بر دست تو پر می زنم
گه چون کبوتر پرزنان آهنگ بامت می کنم
گر غایبی هردم چرا آسیب بر دل می زنی؟!
ور حاضری پس من چرا در سینه دامت می کنم
دوری به تن، لیک از دلم اندر دل تو روزنی است
زان روزن دزدیده من چون مه پیامت می کنم
ای آفتاب، از دور تو بر ما فرستی نور تو
ای جان هر مهجور تو،جان را غلامت می کنم
من آینه دل را زتو اینجا صقالی می دهم
من گوش خود را دفتر لطف کلامت می کنم
در گوش تو، درهوش تو، وندر دل پرجوش تو
اینها چه باشد؟ تومنی، وین وصف عامت می کنم
ای دل، نه اندر ماجرا می گفت آن دلبر تورا
"هرچند از تو کم شود، از خود تمامت می کنم"؟!
ای چاره در من چاره گر، حیران شو و نظاره گر
بنگر کزین جمله صور این دم کدامت می کنم
گه راست مانند الف گه کژ چو حرف مختلف
یک لحظه پخته می شوی، یک لحظه خامت می کنم
گه سالها ره می روی، چون مهره ای در دست من
چیزی که رامش می کنی ز آن چیز رامت می کنم  
شاعر: مولانا

تهیه کننده سند: ghader

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو