کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
مادر ای بهار جاودان و همیشه سبز که بوی گلهای محبت را با تمام وجود از درون تو ای بهار می شنوم ...

جزئیات بیشتر...




شام آخر
لئوناردو داوینچی هنگام کشیدن تابلوی شام آخر دچار مشکل بزرگی شد؛...

جزئیات بیشتر...


تو جاودانی
« 1813 بازدید »

متن شعر: و اکنون ؛
درگیرو دار این گریز تنگ
عقربه ها ، چنان تند ، قدم برمی دارند
که گویی زمان را ، از اندیشه ی خسته ی بشری دزدیده اند
ولی من هنوز ، پشت پنجره ام – آرام و بی خروش –
و به آدم هایی که چون ذره های نور
در فضای کوچه ، تکرار می شوند ، می نگرم !
به راستی که چه تند و بی پروا از کنار هم می گذرند...
آری نگاه رهگذران فریاد می زند:
من بی تو مانده ام »
آنها نمی دانند که تو در پنجره پنهانی !
من بی تو مانده ام – ولی در عمق بی کسی –
                                                                     تو در منی و جاودانی.
شاعر: کیانا وحدتی

تهیه کننده سند: فرحناز

نظرات بازدید کنندگان (3 نظر)    

آپارتمان A4A: طراحی سئو