کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
هم اکنون دگر چگونه ، با که بتوان گفت ؟ ! که در ظلمت سکوت در غربت حجیم فقدان آن...

جزئیات بیشتر...




وکیل پولدار
مسئولین یک مؤسسه خیریه متوجه شدند که وکیل پولداری در شهرشان زندگی...

جزئیات بیشتر...


دیگر مجال نیست
« 1763 بازدید »

متن شعر: شاید ، روزی اگر می آمدی ...
لبخند
- آن زمزمه ی فراموش شده ی کمرنگ –
تصنیف بی آوازه ی آن شوق رفته را آواز می نمود !
شاید ؛
روزی اگر می آمدی جوانه های رحیل
- آن بوسه گاه امید –
در چنگ این بیگانه خاک غریب ، لب بر نوید شکفتن و رفتن باز می نمود .
امّا ،دریغ دگر امروز
لبخند مرده است !
آواز شوق در این سکوت بغض آلود
دیگر برای همیشه از یاد رفته است
دیگر کدام ترانه ، با کدام نوای امید ؟
وقتی که ساز بینوای دل من شکسته است !
آری دریغ ، دگر امروز
جوانه بر نونهالان فسرده است
دیگر کدام آب و آفتاب و خاک
وقتی که در بستر غربت
- به جای زمستان – خورشید من بار رحیل بسته است.
اکنون ولی بیا !
هر چند ، دیگر برای خندیدن مجال نیست
امّا بیا و بغض مرا بشکن !
هر چند ، دیگر ، برای شکفتن ، بهار نیست
امّا ...
طوفان شو و خشکیده شاخ و برگ خزان زده ام بشکن !


                                                                                     اسفند 83

Mehdi سه شنبه, ‏1391/04/27 ‏14:33:36
http://www.4shared.com/mp3/iIOMXXGe/Digar_Majal_Nist.html

دکلمه ی شعر با صدای مهدی
شاعر: کیانا وحدتی

تهیه کننده سند: فرحناز

نظرات بازدید کنندگان (1 نظر)    

آپارتمان A4A: طراحی سئو