کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
وقتی هوا خیس می شود دلم بهانه ی تو را می گیرد و گونه هایم ؛ بوی خاک باران زده می دهند...

جزئیات بیشتر...




دوران دانشجویی در کشورهای مختلف
ژاپن: به شدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد! مصر: درس...

جزئیات بیشتر...


در گلستانه
« 1494 بازدید »

متن شعر: دشت‌هایی چه فراخ! کوههایی چه بلند! در گلستانه چه بوی علفی می آید!
من در این آبادی، پی چیزی می‌گشتم:
پی خوابی شاید،پی نوری ،ریگی، لبخندی.
پشت تبریزی ها غفلت پاکی بود، که صدایم می زد.
پای نی زاری ماندم، باد می آمد، گوش دادم:چه کسی با من حرف می زد؟...
راه افتادم.  یونجه زاری سر راه،بعد جالیز خیار، بوته های گل رنگارنگ و فراموشی خاک
لب آبی گیوه ها را کندم ، و نشستم ، پاها در آب :
" من چه سبزم امروز
و چه اندازه تنم هشیار است!
نکند اندوهی ، سر رسد از پس کوه .
چه کسی پشت درختان است !
هیچ ، می چرد گاوی در کرد.
ظهر تابستان است. سایه ها می دانند، که چه تابستانی است.
سایه هایی بی لک،گوشه ای روشن و پاک.
کودکان احساس! جای بازی اینجاست.
زندگی خالی نیست :
مهربانی هست، سیب هست، ایمان هست.
آری تا شقایق هست زندگی بایدکرد.
در دل من چیزی است، مثل یک بیشه نور ،مثل خواب دم صبح
و چنان بی تابم، که دلم می خواهد بدوم تا ته دشت، بروم تا سر کوه.
دورها آوایی است، که مرا می خواند."
شاعر: سهراب سپهری

تهیه کننده سند: فرحناز

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو