کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
... نمی دانم اکنون که حادثه معنای تقدیر به خود گرفته دیگر به اتهام زمان ایمان آورده...

جزئیات بیشتر...




بی تو به سامان نرسم...
بی تو به سامان نرسم ، ای سر و سامان همه تو ای به تو زنده همه من ،...

جزئیات بیشتر...


خاکستر ققنوس
« 2169 بازدید »

متن شعر: خمار از جرعه های درد کردم باور خود را
اگر میخانه ام می خواست ، می بردم سر خود را

دل آهنگ پریدن داشت با یاران ، نمی دانم
قفس بگرفت ، یا من باختم بال و پر خود را

من آنشب از عروج نخلهای تشنه جا ماندم
که بر دوش عطش می برد ، هر کس پیکر خود را

قلم را گفته ام امشب سلاح و یاورم باشد
مبادا باز هم خالی گذارم سنگر خود را

چنان از واژه های سرخ لبریزم که می ترسم
به فریادی بسوزم شعرهای دیگر خود را

تمام آشیانم را چو ققنوسی بسوزانم
به راه دوست بسپارم مگر خاکستر خود را
شاعر: حمید خصلتی

تهیه کننده سند: غریب

نظرات بازدید کنندگان (2 نظر)    

آپارتمان A4A: طراحی سئو