کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
وقتی هوا خیس می شود دلم بهانه ی تو را می گیرد و گونه هایم ؛ بوی خاک باران زده می دهند...

جزئیات بیشتر...




به من بگو خدا چه جوریه؟من داره یادم میره...
مدت زیادی از تولد برادر سکی کوچولو نگذشته بود . سکی مدام اصرار...

جزئیات بیشتر...


خاکستر ققنوس
« 1672 بازدید »

متن شعر: خمار از جرعه های درد کردم باور خود را
اگر میخانه ام می خواست ، می بردم سر خود را

دل آهنگ پریدن داشت با یاران ، نمی دانم
قفس بگرفت ، یا من باختم بال و پر خود را

من آنشب از عروج نخلهای تشنه جا ماندم
که بر دوش عطش می برد ، هر کس پیکر خود را

قلم را گفته ام امشب سلاح و یاورم باشد
مبادا باز هم خالی گذارم سنگر خود را

چنان از واژه های سرخ لبریزم که می ترسم
به فریادی بسوزم شعرهای دیگر خود را

تمام آشیانم را چو ققنوسی بسوزانم
به راه دوست بسپارم مگر خاکستر خود را
شاعر: حمید خصلتی

تهیه کننده سند: غریب

نظرات بازدید کنندگان (2 نظر)    

آپارتمان A4A: طراحی سئو