کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
انتظار من از لحظه های امشب و هر شب به وسعت لحظه های رسیدن، بار رحیل بسته است ! آری دگر این...

جزئیات بیشتر...




طبیعت بی جان2
...

جزئیات بیشتر...


" قضاوتی ساده "
« 1625 بازدید »

متن شعر: می خواستم شادمانتان کنم ...
همیشه به روی رفتارتان خندیدم
در تمام عکس های یادگاری لبخند زد
اما چه کنم که شعر
حقیقت تلخی بود !
حقیقت تلخ تزلزل بغض
و تحمل حزن
نه جایی برای ته مانده ی تبسم های من داشت
نه مجالی برای رویش شادی
من می دانستم که هر حرفی حرف می آورد
می دانستم که فریاد را نمی شود زمزمه کرد
حالا سرم را بالا می گیرم و از کنار سایه ام می گذرم
حالا در همین اتاق در بسته ...
بر صندلی کوچکم می ایستم
و رو به دیوار ها فریاد می زنم !
من شاعرم!
و این دروغ دلنشینی ست
که به قدر ارزنی هم شاعر نبوده ام !
حالا به هر عابری که در خیابان از کنارم گذشت ....
کتابی می دهم !
می دانم که دیوانه ام می خوانند
می دانم که به خطوط درهم خواب هایم می خندند
می دانم که کسی مدالی بر سینه ام نخواهد زد
اما یادتان باشد !
فردا درباره‌‌‌ ی همین دلبستگی های ساده
قضاوت خواهید کرد ....
یادتان باشد...
شاعر: " ناشناس "

تهیه کننده سند: یلدا

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو