کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
یک اتفاق بود روزی که آمدی و رهگذرانه درگاه را از غربت رهاندی روزی که آمدی و پنجره را در...

جزئیات بیشتر...




"نامه بدون نقطه" یک رعیت در زمان ناصرالدین شاه
نوشته ای که ذیلا از نظر خواننده گرامی می گذرد نامه ای است که...

جزئیات بیشتر...


مناظره ی منبر و دار
« 6824 بازدید »

متن شعر: منبر از پشت شیشه ی مسجد
چشمش اُفتاد و دید چوبه ی دار
عصبی گشت و غیضی و غضبی
بانگ بر زد که ای خیانت کار
تو هم از اهل بیت ما بودی
سخت وحشی شدی و وحشت بار
نرده ی کعبه حرمتش کم بود؟
که شُدی دار شحنه، شرم بدار
ما سرو کارمان به صلح و صلاح
تو به جُرم و جنایتت سر و کار
دار، بعد از سلام و عرض ادب
وز گناه نکرده استغفار
گفت ما نیز خادم شرعیم
صورت اخیار گیر، یا اشرار
تو قلم می زنی و ما شمشیر
غِلظت از ما قضاوت از سرکار
تا نه فتوی دهند منبر و میز
دار کی می شود سر و سر دار
هر کجا پند و بند درماندند
نوبتِ دار می رسد ناچار
منبری را که گیر و دارش نیست
همه از دور و بر کنند فرار
باز منبر فرو نمی آمد
همچنان بر خر ِ ستیزه سوار
عاقبت دار هم ز جا در رفت
رو به دَر تا که بشنود دیوار
گفت اگر منبر تو منبر بود
کار مردم نمی کشید به دار...!!!


شاعر: اُستاد شهریار

تهیه کننده سند: ghader

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو