کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
... پس از تو هجوم گریه و درنگ بغض زمان پس از تو درغبار غروب ، شکست انحنای افق پس از تو...

جزئیات بیشتر...




مردان بزرگ
...

جزئیات بیشتر...


ناله مرغ سحر

« 2015 بازدید »

متن شعر: مرغ سحر ناله سرکن
داغ مرا تازه تر کن
ز آه شرر بار این قـفس را
برشکن و زیر و زبر کن
بلبل پـر بسته ز کنج قـفس درآ
نغـمهً آزادی نوع بشر سرا
در نفسی عرصهً این خاک تیره را
پر شرر کن!
ظلم ظالم، جور صیاد
آشیانم داده بر باد
ای خدا، ای فـلک، ای طبـیعـت
شام تاریک ما را سحـر کن
نوبهـار است، گل به بار است
ابر چـشمـم، ژاله بار است
این قـفس، چون دلم تـنگ و تار است
شعـله فکن در قـفس ای آه آتـشین
دست طبـیعـت گـل عـمر مرا مچـین
جانب عاشق نگه ای تازه گـل از این
بـیشتر کن، بـیشتر کن
مرغ بی دل شرح هـجران مخـتصر مختصر کن!
از ملک ادب گـل گـزاران هـمه رفـتـند
شو، بار سفر یند! که یاران هـمه رفـتـند
آن گـرد شتابـنده که در دامن صحراست
گوید: چه نشـستی؟ که سواران هـمه رفـتـند
داغ است دل لاله و نیلی است بر سرو
کز باغ جـهان لاله عاران هـمه رفـتـند
گـر نادره معـدوم شود هـیچ عـجب نیـست
کز کاخ هـنر نادره کاران هـمه رفـتـند
افسوس که افسانه سرایان هـمه خـفـتـند
اندوه که اندوه گساران هـمه رفـتـند
فریاد که گـنجـینه طرازان معـانی
گـنجـینه نهادند که به مادن هـمه رفـتـند
یک مرغ گـرفـتار در این گـلشن ویران
تـنها به قـفس ماند و هـزاران هـمه رفـتـند
خون بار " بهـار " از مژده در فرقـت احبابکز پـیش تو چون ابر بهـاران هـمه رفـتـند
شاعر:                        
ملک الشعرای بهار


تهیه کننده سند: فرحناز

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو