کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
... نمی دانم اکنون که حادثه معنای تقدیر به خود گرفته دیگر به اتهام زمان ایمان آورده...

جزئیات بیشتر...




Ice Age 1-عصریخبندان1
این داستان از آنجایی آغاز می شود که یک سنجاب شیطان و بازی گوش به...

جزئیات بیشتر...


چهل و یک شعر عیدی‌ شفیعی‌کدکنی‌ به‌ دوستداران‌ شعر فارسی‌ 2
« 1964 بازدید »

متن شعر: (متن کامل این  چهل و یک شعر،در مجله 92 بخارا آمده)

لحظه بدرود

در خداحافظی اش رفتن ایمانم بود
شعله صاعقه در روح پشیمانم بود
غم به شکلی به من آویخت که نشناختمش
گر چه از عهد ازل خود ز ندیمانم بود
همه دیدند در آن لحظه ی بدرود و درود
حالت شام غریبان یتیمانم بود
شد از آن زلزله ویرانی روحم آغاز
خنیاگرانش را همه کشتند
و شاعرانش
             از وطن
                 آواره گشته اند

با این همه هنوز
هر کار می کنم
آهنگ این سرود
                 ز یادم نمی رود.



شاعر بودن

سخت است، درین میانه، شاعر بودن
در حافظه ی زمانه شاعر بودن
بر صفحه ی روزنامه، سهل است، اما
با دو خط کودکانه، شاعر بودن

تهیه کننده سند: فرحناز

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو