کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
یک اتفاق بود روزی که آمدی و رهگذرانه درگاه را از غربت رهاندی روزی که آمدی و پنجره را در...

جزئیات بیشتر...




سبزی آش همسایه،گوشواره به گوش همسایه
زنی هنگام پاک کردن سبزی از شلختگی،بیشتر سبزی ها را در هنگام پاک کردن...

جزئیات بیشتر...


غزل
« 5525 بازدید »

متن شعر: امشب به کویت آمدم دانم که در وا میکنی
رحمی به این خونین دلِ رسوای رسوا میکنی

لیلای من باشد عیان در هر زمان و هر مکان
زاهد چرا بهر نشان هی لا و الا مّیکنی؟

گل در میان خارها دامان خود سازد رها
بیهوده ای بلبل! چرا یک عمر غوغا میکنی؟

آشفته بازاری مکن ای دزد مادرزاد دل!
صد حلقه میپیچی به هم تا یک گره وا میکنی

گه در تماشاخانۀ قسمت مرا بازی دهی
گه نقشهای خویش را در من تماشا میکنی

این چرخه میچرخد بسی بهر حساب هر کسی
یک روز جبران میکند جوری که با ما میکنی

ای دل! بیاموزی اگر راه درست عاشقی
با هر چه او قسمت کند صبر و مدارا میکنی

صد وعدة نادیدنی، ارفع! به خود هم میدهی
با ظنّ وهم آلود خود دل را تسلا میکنی
شاعر: ارفع کرمانی

تهیه کننده سند: maryam.27

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو