کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
و من در پهنه ی این انتظار آشنا رفتنت را می بینم بی آنکه هرگز آمدنت را ... امّا هر...

جزئیات بیشتر...




عکس های برتر Wikimedia در سال 2008 (3)
Wikimedia که وابسته به Wikipedia بزرگترین بانک اطلاعات عمومی در جهان...

جزئیات بیشتر...


غزل
« 4264 بازدید »

متن شعر: امشب به کویت آمدم دانم که در وا میکنی
رحمی به این خونین دلِ رسوای رسوا میکنی

لیلای من باشد عیان در هر زمان و هر مکان
زاهد چرا بهر نشان هی لا و الا مّیکنی؟

گل در میان خارها دامان خود سازد رها
بیهوده ای بلبل! چرا یک عمر غوغا میکنی؟

آشفته بازاری مکن ای دزد مادرزاد دل!
صد حلقه میپیچی به هم تا یک گره وا میکنی

گه در تماشاخانۀ قسمت مرا بازی دهی
گه نقشهای خویش را در من تماشا میکنی

این چرخه میچرخد بسی بهر حساب هر کسی
یک روز جبران میکند جوری که با ما میکنی

ای دل! بیاموزی اگر راه درست عاشقی
با هر چه او قسمت کند صبر و مدارا میکنی

صد وعدة نادیدنی، ارفع! به خود هم میدهی
با ظنّ وهم آلود خود دل را تسلا میکنی
شاعر: ارفع کرمانی

تهیه کننده سند: maryam.27

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو