کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
هیچ تجربه ای برای یک آفتابگردان، تلخ تر از هرزگی آفتاب نیست. خسته ام از روزهایی که بدنبال...

جزئیات بیشتر...




نقاشی روی پر (2)
...

جزئیات بیشتر...


نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت
« 3745 بازدید »

متن شعر: نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت
پرده ی خلوت این غمکده بالا زد و رفت

کنج تنهایی… ما را به خیالی خوش کرد
خواب خورشید به چشم شب یلدا زد و رفت

درد بی عشقی ما دید و دریغش آمد
آتش شوق درین جان شکیبا زد و رفت

خرمن سوخته ی ما به چه کارش می خورد
که چو برق آمد و در خشک و تر ما زد و رفت

رفت و از گریه ی توفانی ام اندیشه نکرد
چه دلی داشت خدایا که به دریا زد و رفت

بود آیا که ز دیوانه ی خود یاد کند
آن که زنجیر به پای دل شیدا زد و رفت

سایه آن چشم سیه با تو چه می گفت که دوش
عقل فریاد برآورد و به صحرا زد و رفت
شاعر: هوشنگ ابتهاج : سایه

تهیه کننده سند: fariba

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو