کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
موسیقی یعنی اندیشه، یعنی هستی را باید کردن، یعنی صدای باران را آهنگ زندگی کردن، موسیقی یعنی در...

جزئیات بیشتر...




زیر پا را جارو کردن
به طوری که می دانیم سابقاً که میز و صندلی و مبل و نیمکت کمتر معمول...

جزئیات بیشتر...


اینم شعر من در جواب شعرهای فروغ و حمید مصدق و ...

« 138 بازدید »

متن شعر: پسر از باغچه ی همسایه
سیب قرمز دزدید
دخترک می خندید:
همه می دانستند
که در آن نزدیکی
به جز از باغ پدر
باغچه ای سیب نداشت
پسرک می ترسید
سیب در دلهره ی اینکه مبادا دختر
آخرین دانه ی پنهان شده ی جانش را
نکند باز بخواهد که جَوید؟
باغبان تند دوید
خنده ی دخترک از دور شنید
غضب آلوده پسر کرد نگاه
در دلش درد قدیمی گناه
آه آخر که ندارد پایان
اشتباه انسان
"زهمان روز ازل بود که عشق حوا
بیخبر زعاقبت کار همی آدم را
بهر یک سیب ز اوج افلاک
برد پایین او را
بفکندش در خاک"
زخمی آن لب پاک
سیب دندان زده افتاد به خاک
باغبان گفت بیا
دخترک رفت و پسر بغض کنان
ماندو بر سیب گریست
دانه از اشک چشید
همه را خاک بدید
و سپس هیچ خبر زان پسرو دخترک و
صاحب باغچه و سیب نبود
همه را خاک ربود
سالها رفت و من اندیشه کنان
غرق در این پندارم:
دانه ی سیب همی در دل خاک
به نمی، سیب دگر خواهد بود
قصه ای را به زمانی دیگر
باز خواهد که سرود

شاعر: الوند 16.آذر ماه.1389

تهیه کننده سند: alvand

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو