کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
به روشنای اشراق آفتاب چه بی ادعا ... غروب غرور مرا فهمید ! به جرأت زمین چه صادقانه از...

جزئیات بیشتر...




تصویر در تصویر2! خیلی جالب...
...

جزئیات بیشتر...


زندگی همچون یک خانه شلوغ....
« 2034 بازدید »


تصویر
شرح: زندگی همچون یک خانه شلوغ و پراثاث و درهم و برهم است و تو درآن غرق .
این تابلو را به دیوا ر اتاق مى زنى ، آن قالیچه را جلو پلکان مى اندازى،
راهرو را جارو مى کنى، مبلها به هم ریخته است مهمان ها دارند مى رسند و
هنوز لباس عوض نکرده اى در آشپزخانه واویلاست وهنوز هم کارهات مانده است.


یکی از مهمان ها که الان مى آید نکته بین و بهانه گیر و حسود و چهار
چشمى همه چیز را مى پاید . از این اتاق به آن اتاق سر مى کشى، از حیاط به
توى هال مى پرى، از پله ها به طبقه بالا میروى، بر میگردى پرده و قالى و
سماور گل و میوه و چاى و شربت و شیرینى و حسن وحسین و مهین و شهین
....... غرقه درهمین کشمکشها و گرفتاریها و مشغولیات و خیالات و مى روى و
مى آ یى و مى دوى و مى پرى که ناگهان سر پیچ پلکان جلوت یک آینه است از
آن رد مشو...!

لحظه اى همه چیز را رها کن ، خودت را خلاص کن، بایست و با خودت روبرو شو
نگاهش کن خوب نگاهش کن ا و را مى شناسى ؟ دقیقا ور اندازش کن کوششکن درست
بشنا سی اش، درست بجایش آورى فکر کن ببین این همان است که میخواستى با شى؟

اگر نه پس چه کسى و چه کارى فوریتر و مهمتر از اینکه همه این مشغله هاى
سرسام آور و پوچ و و روزمره و تکرارى و زودگذر و تقلیدى و بی دوام و بى
قیمت را از دست و دوشت بریزى و به او بپردازى، او را درست کنى، فرصت کم
است مگر عمر آدمى چند هزار سال است ؟! چه زود هم مى گذرد مثل صفحات کتابى
که باد ورق مى زند، آنهم کتاب کوچکى که پنجاه، شصت صفحه بیشتر ندارد

مرحوم دکتر شریعتی

تهیه کننده سند: Mehdi

نظرات بازدید کنندگان (1 نظر)    

آپارتمان A4A: طراحی سئو