کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
منم که برای ماندنم بهانه می جویم ...

جزئیات بیشتر...




هنر عکاس و رقاص
...

جزئیات بیشتر...


خنده درمانی
« 2257 بازدید »


تصویر
شرح: خنده باعث می شود انرژی از منبع درونی وجود شما به سطح بیاید.

انرژی همانند سایه ای ، خنده را دنبال میکند و به دنبال آن جاری میشود. آیا تاکنون توجه کرده اید اوقاتی که واقعا و از ته دل میخندید و به طور عمیق در حالت مدیتیشن قرار دارید ، در واقع در این لحظات فکر کردن کاملا متوقف می شود.اصلا غیر ممکن است که در یک زمان هم فکر کرد و هم خندید.

خندیدن و فکر کردن دقیقا متضاد یکدیگرند . اگر واقعا بخندید ، فکر کردن متوقف میشود - ولی اگر فکر کردن ادامه پیدا کند ، خنده ، واقعی و از ته دل نخواهد بود. هنگامی که شما عمیقا می خندید ، ناگهان ذهن ناپدید میشود. تا آنجایی که من میدانم ، خندیدن و سماع کردن ، بهترین ، ساده ترین و طبیعی ترین راه های خلاصی از شر ناآرامی های ذهن هستند. هنگامی که شما عمیقا وارد سماع میشوید نیز فکر کردن متوقف میشود . هنگام چرخ زدن شما تبدیل به یک گرداب میشوید و به این ترتیب در هستی ذوب و محو می گردید و هستی نیز در شما ناپدید میشود و در حقیقت دیگر مرزی میان شما و هستی وجود نخواهد داشت.

خندیدن میتواند مقدمه ای بسیار زیبا برای وارد شدن به مرحله توقف افکار و بی ذهنی باشد .

هر روز صبح پس از بیدار شدن از خواب و قبل از باز کردن چشمانتان ، به خوبی بدنتان را کش و قوس دهید و خستگی احتمالی را به این ترتیب از تن خود بیرون کنید.

پس از 3 یا 4 دقیقه ، همان طور با چشمان بسته شروع به خندیدن کنید .

برای مدت 5 دقیقه فقط بخندید. در ابتدا ممکن است خنده شما واقعی نباشد ، ولی پس از مدتی صدای این خنده مصنوعی باعث خواهد شد تا واقعا بخندید . خود را کاملا به این خنده بسپارید . ممکن است چند روزی طول بکشد تا این حالت به طور واقعی اتفاق بیفتد . این مدیتیشن تاثیر بسیار خوبی خواهد داشت و باعث میشود تا کل روز شما تغییر کند .

در ژاپن داستانی درباره بودایی معروف به بودای خندان به نام ** هوتی ** وجود دارد . تمام تعلیمات این بودای عجیب ، فقط و فقط خنده بود . او از یک شهر به شهر دیگر و از یک روستا به روستای دیگر سفر میکرد و هنگامی که به شهر یا روستایی میرسید ، در میدان اصلی می ایستاد و شروع به خندیدن میکرد .

البته خنده او از نوعی خاص بود که به همه سرایت میکرد و واگیر داشت .

او به قدری با شدت می خندید که روی زمین میافتاد و همین طور می غلتید. افرادی که به دور او جمع شده بودند نیز شروع به خنده میکردند و پس از مدت کوتاهی موج عظیمی از خنده تمام آن شهر یا روستا را فرا میگرفت.مردم همیشه منتظر هوتی بودند تا به شهر یا روستای آنها سفر کند . زیرا او با خودش شادی و سرور را به همراه میآورد.

او هرگزحتی کلمه ای نیز سخن نگفت . اگر درباره بودا از او سوال میکردی ، در جواب فقط میخندید . اگر در باره اشراق و به کمال رسیدن از او می پرسیدی ، پاسخش چیزی جز خنده نبود . خنده تنها پیام این بودا بود .


تهیه کننده سند: Mehdi

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو