کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
کاش می شد کوچه باغ عشق را در میان گامهای خسته ای تقسیم کرد کاش می شد در نگاه سرد...

جزئیات بیشتر...




حج گزاردنِ ابوسعیدابوالخیر
گویند شیخ ابو سعید ابوالخیر چند درهم اندوخته بود تا به زیارت کعبه...

جزئیات بیشتر...


یک کلمه با خدا
« 1896 بازدید »


تصویر
شرح: خداوند گفت : دیگر پیامبری نخواهم فرستاد، نه از آن گونه که شما انتظار دارید... اما جهان هرگز بدون پیامبر نخواهد ماند ‍‍‍‍، و آن گاه پرنده ای را به رسالت مبعوث کرد. پرنده آوازی خواند که در هر نغمه اش خدا بود. عده ای به او گرویدند و ایمان آوردند...
و خدا گفت اگر بدان ید،حتی با آواز پرنده ای می توان رستگار شد .
خداوند رسولی از آسمان فرستاد. باران نام او بود . همین که باران باریدن گرفت، آنان که اشک را می شناختند، رسالت او را دریافتند، پس بی درنگ توبه کردند و روح شان را زیر باران بی دریغ خدا شستند .
خدا گفت : اگر بدانید با رسول باران هم می توان به پاکی رسید.
خداوند پیغامبر باد را فرستاد، تا روزی بیم دهد و روزی بشارت... پس باد روزی توفان شد و روزی نسیم و آنان که پیام او را فهمیدند، روزی در خوف و روزی در رجا زیستند .
خدا گفت : آن که خبر باد را می فهمد، قلبش در بیم و امید می لرزد ... و قلب مومن این چنین است
خدا گلی را از خاک برانگیخت تا معاد را معنا کند . و گل چنان از رستاخیز گفت کزآن پس هر مومنی که گلی را دید رستاخیز را به یاد آورد.
خدا گفت : اگر بفهمید تنها با گلی قیامت خواهد شد .
خداوند یکی از هزار نامش را به دریا گفت ... دریا بی درنگ قیام کرد و سپس چنان به سجده افتاد که هیچ از هزار موج او باقی نماند.
خدا گفت : آن که به پیغمبر آب ها اقتدا کند ، به بهشت خواهد رفت
و بیاد دارم که فرشته ای به من گفت : جهان آکنده از فرستاده و پیغمبر و مرسل است . اما همیشه کافری هست تا باران را انکار کند و با گل بجنگد ... تا پرنده را دروغگو بخواند و باد را مجنون و دریا را ساحر.
اما هم امروز ایمان بیاور که پیغمبر آب و رسول باران و فرستاده ی باد برای ایمان آوردن تو کافیست.....

تهیه کننده سند: غریبه

نظرات بازدید کنندگان (2 نظر)    

آپارتمان A4A: طراحی سئو