کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
و رسیدن ، یعنی رها شدن ... یعنی گریز لحظه ها ... یعنی مرگ ! مرگ یعنی اولین میلاد ... میلاد...

جزئیات بیشتر...




نگاه 2
...

جزئیات بیشتر...


بخندیم یا تامل کنیم؟؟؟
« 1630 بازدید »

شرح: متن زیر را نه به لحاظ طنزی که در آن است بلکه بیشتر از جهت تدبر و تامل بر رفتار خود آورده‌ایم تا بنگریم با خود و دیگران چه کرده‌ایم؟!

اینکه اینگونه شده‌ایم یا اینگونه بوده‌ایم دیگر مسئله نیست. مسئله این است که چه کنیم که اینگونه نه انگاشته شویم نه خود را بی‌انگاریم...


می‌گن یه روز جبرئیل میره پیش خدا گلایه می‌کنه که: آخه خدا، این چه وضعیه آخه؟ ما یک مشت ایرونی داریم توی بهشت که فکر می‌کنن اومدن خونه باباشون! به جای لباس و ردای سفید، همه شون لباس‌های مارک‌دار و آنچنانی می‌خوان! بجای پابرهنه راه رفتن کفش آدیداس پاشون می‌کنن. هیچ کدومشون از بال‌هاشون استفاده نمی‌کنن، می‌گن بدون 'بنز' و 'ب ام و' نمیرن! اون بوق و کرنای من هم گم شده... یکی از همین‌ها دو ماه پیش قرض گرفت و رفت دیگه ازش خبری نشد! آقا من خسته شدم از بس جلوی دروازه بهشت رو جارو زدم... امروز تمیز می‌کنم، فردا دوباره پر از پوست تخمه و پسته و هسته هندونه و پوست خربزه است! من حتی دیدم بعضی‌هاشون کاسبی هم می‌کنن و حلقه‌های تقدس بالای سرشون رو به بقیه می‌فروشن. چند تاشون کوپون جعلی بهشت درست کردن و به ساکنین بخت برگشته جهنم می‌فروشن. چندتاشون دلالی باز کردن و معاملات املاک شمال بهشت می‌کنن. یک سری شون حوری‌های بهشت را با تهدید آوردن خونه شون و اونارو "سرکار" گذاشتن و شیتیلی می‌گیرن.

بقیه حوری‌ها هم مرتب می‌گن مارو از لیست جیره ایرانی‌ها بردار که پدرمونو درآوردن، اونقدر به ما برنج دادن که چاق شدیم و از ریخت افتادیم.

اتحادیه غلمان‌ها امضاء جمع کرده که اعضا نمی‌خوان به دیدن زنان ایرانی برن چون اونقدر آرایش کردن و اسپری مو سرشون زدن که هاله تقدسشون اتصالی کرده و فیوزش سوخته در ضمن خانم‌های ایرونی از غلمان‌ها مهریه می‌خوان.
هفته پیش هم چند میلیون نفر تو چلوکبابی ایرانی‌ها مسموم شدن و دوباره مردن. چند پزشک ایرونی به حوری‌ها بند کردن که الا و بلا بیایید دماغ‌تونو عمل کنیم. به اون یکی حوری گفتن: بیا سینه هاتو بزرگ کنیم.

خدا میگه: ای جبرئیل! ایرانیان هم مثل بقیه، آفریده‌های من هستند و بهشت به همه انسان‌ها تعلق داره. اینها هم که گفتی، خیلی بد نسیت!

برو یک زنگی به شیطون بزن تا بفهمی درد سر واقعی یعنی چی!
جبرئیل میره زنگ میزنه به جناب شیطان... دو سه بار میره روی پیام گیر تا بالاخره شیطان نفس نفس زنان جواب میده: جهنم، بخش ایرانیان بفرمایید؟

جبرئیل میگه: آقا سرت خیلی شلوغه انگار؟

شیطان آهی می‌کشه و می‌گه: نگو که دلم خونه... این ایرونیها اشک منو در آوردن به خدا! می‌خوام خودمو بازنشست کنم.
شب و روز برام نگذاشتن! تا صورتم رو می‌کنم این طرف، اون طرف یه آتیشی به پا می‌کنن!
تا دو ماه پیش که اینجا هر روز چهارشنبه سوری بود و آتیش بازی!... حالا هم که... ای داد!!! آقا نکن! بهت می‌گم نکن!!!

جبرئیل جان، من برم.... اینها دارن آتیش جهنم رو خاموش می‌کنن که جاش کولر گازی نصب کنن...
یک عده شون بازار سیاه مواد سوختی بخصوص بنزین براه انداختن.
چند تا پزشک ایرونی در جهنم بیمارستان سوانح سوختگی باز کردن و براش تبلیغ می‌کنن و این شدیدا ممنوعه.
چندتاشون دفتر ویزای مهاجرت به بهشت باز کردن و ارواح مردمو خر می‌کنن. بلیت جعلی یکطرفه بهشت هم می‌فروشن.
یک سری شون وکیل شدن و تبلیغ می‌کنن که می‌تونن پیش نکیر و منکر برای جهنمی‌ها تقاضای تجدید نظر بدن.
چند تاشون که روی زمین مهندس بودن میگن پل صراط ایراد فنی داشته که اونا افتادن تو جهنم. دارن امضا جمع می‌کنن که پل باید پهن‌تر بشه.

چند هزار تاشون هم هر روز زنگ میزنن به 118 جهنم و تلفن و آدرس سفارت‌های کانادا و آمریکا رو می‌پرسن چون می‌خوان مهاجرت کنن.
هرروز هزاران ایرونی زنگ میزنن به اطلاعات و تلفن آتش نشانی جهنم رو میخوان
الان مراجعه کننده داشتم می‌گفت: ما کاغذ نسوز می‌خواهیم که روزنامه اپوزیسیون بیرون بدیم.

ببخش! من برم، بعدا صحبت میکنیم... چند تا ایرونی دارن کوپون جعلی کولرگازی و یخچال می‌فروشن... برم یه چماقی بچرخونم ...

تهیه کننده سند: غریبه

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو