کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
انتظار من از لحظه های امشب و هر شب به وسعت لحظه های رسیدن، بار رحیل بسته است ! آری دگر این...

جزئیات بیشتر...




وصیت نامه
بعد مرگم نه به خود زحــمت بسیار دهید نه به من بر سـر گور و کفن...

جزئیات بیشتر...


داستان مولانا
« 4967 بازدید »


تصویر
شرح:


کشاورزی الاغ پیری داشت که یک روز اتفاقی به درون یک چاه بدون آب افتاد

کشاورز هر چه سعی کرد نتوانست الاغ را از درون چاه بیرون بیاورد.

 

پس برای اینکه حیوان بیچاره زیاد زجر نکشد،

کشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتند چاه را با خاک پر کنند

تا الاغ زودتر بمیرد و مرگ تدریجی او باعث عذابش نشود.

 

مردم با سطل روی سر الاغ خاک می ریختند

اما الاغ هر بار خاک های روی بدنش را می تکاند و زیر پایش می ریخت

و وقتی خاک زیر پایش بالا می آمد، سعی می کرد روی خاک ها بایستد.

 

روستایی ها همینطور به زنده به گور کردن الاغ بیچاره ادامه دادند

و الاغ هم همینطور به بالا آمدن ادامه داد تا اینکه به لبه چاه رسید

و در حیرت کشاورز و روستائیان از چاه بیرون آمد ...

نتیجه اخلاقی: مشکلات، مانند تلی از خاک بر سر ما می ریزند و ما همواره دو انتخاب داریم:

اول اینکه اجازه بدهیم مشکلات ما را زنده به گور کنند و دوم اینکه از مشکلات سکویی بسازیم برای صعود!

تهیه کننده سند: rojin

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو