کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
شاید، روزی اگر می آمدی ... لبخند آن زمزمه ی فراموش شده ی کمرنگ تصنیف بی آوازه ی...

جزئیات بیشتر...




Gladiator گلادیاتور
تاریخی, ریدلی اسکات , داگلاس ویک،دیوید فرانزونی،فرانکو لاستیگ, 2000,...

جزئیات بیشتر...


باز کن پنجره را
« 1191 بازدید »


توضیحات: باز کن پنجره ها را، که نسیم

روز میلاد اقاقی ها را

جشن می گیرد،

و بهار،

روی هر شاخه، کنار هر برگ،

شمع روشن کرده است.




همه ی چلچله ها برگشتند،

و طراوت را فریاد زدند.

کوچه یکپارچه آواز شده است،


و درخت گیلاس،

هدیه ی جشن اقاقی ها را،

گل به دامن کرده است

باز کن پنجره ها را ای دوست!

حالیا معجزه ی باران را باور کن!

و سخاوت را در چشم چمن زار ببین!

و محبت را در روح نسیم،

که در این کوچه ی تنگ،

با همین دست تهی،

روز میلاد اقاقی ها

جشن می گیرد.

خاک، جان یافته است.

تو چرا سنگ شدی؟

تو چرا این همه دلتنگ شدی؟

باز کن پنجره ها را...

و بهاران را باور کن!
دسته: هنر

تهیه کننده سند: فرحناز

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو