کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
منم که برای ماندنم بهانه می جویم ...

جزئیات بیشتر...




برای خاموشی
دوباره در سرسرای این اتاقک تنگ شبانه در چارسوی ناتمام نگاه به...

جزئیات بیشتر...


تعزیت خویشاوندان - عبید زاکانی
« 1669 بازدید »

شرح: درویشی یه در خانه ای رسید ، پاره نانی بخواست ، دخترکی در خانه بود ، گفت : نیست . گفت : پاره ای نمک . گفت : نیست . گفت : کوزه ای آب . گفت : نیست . گفت مادرت کجاست ؟ گفت :به تعزیت خویشاوندان رفته است . گفت : چنین که من حال خانه شما می بینم ، 10 خویشاوند می باید که به تعزیت شما آیند .

تهیه کننده سند: anvar

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو