کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
اکنون که رفته ای من مانده ام و فریادهایی چند ... از حرف هایی که باید بودن تو بود حکم...

جزئیات بیشتر...




خارپشتها
در عصر یخبندان بسیاری از حیوانات یخ زدند و مردند. خارپشتها وخامت...

جزئیات بیشتر...


تعزیت خویشاوندان - عبید زاکانی
« 1745 بازدید »

شرح: درویشی یه در خانه ای رسید ، پاره نانی بخواست ، دخترکی در خانه بود ، گفت : نیست . گفت : پاره ای نمک . گفت : نیست . گفت : کوزه ای آب . گفت : نیست . گفت مادرت کجاست ؟ گفت :به تعزیت خویشاوندان رفته است . گفت : چنین که من حال خانه شما می بینم ، 10 خویشاوند می باید که به تعزیت شما آیند .

تهیه کننده سند: anvar

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو