کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
مرا ببخش ... زمن مپرس چرا ، چگونه ؟ تا کی این چنین بی قرار و نا آرام ؟ دلی که بینوای تو...

جزئیات بیشتر...




کفشهایم....
دلبسته ی کفشهایم بودم. کفش هایی که یادگار سال های نو جوانی ام...

جزئیات بیشتر...


دوتا دیدن...!
« 2023 بازدید »

شرح: دهقان پیر، با ناله می‌گفت:
ارباب! آخر درد من یکی دو تا نیست، با وجود این همه بدبختی، نمی‌دانم دیگر خدا چرا با من لج کرده و چشم تنها دخترم را«چپ» آفریده است؟!  دخترم همه چیز را دو تا می‌بیند.
ارباب پرخاش کرد و گفت:
بدبخت! چهل سال است نان مرا زهر مار می‌کنی! مگر کور هستی، نمی‌بینی که چشم دختر من هم «چپ» است؟!
دهقان گفت: چرا ارباب می‌بینم ...اما ...
چیزی که هست، دختر شما همه‌ی این خوشبختی‌ها را «دوتا» می‌بیند ...
ولی دختر من، این همه بدبختی را ...

تهیه کننده سند: ghader

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو