کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
می رسد روزی که بی من روز ها را سر کنی می رسد روزی که مرگ عشق را باور...

جزئیات بیشتر...




کتاب : دعا دریچه ای بسوی ماوراء 2 نوشته : دکتر ران رات ترجمه : فریده مهدوی دامغانی نشر
من شب و روز در کنار قلب تو ایستاده ام. . . حتی آن هنگام که تو ، ای موجود...

جزئیات بیشتر...


دوتا دیدن...!
« 2543 بازدید »

شرح: دهقان پیر، با ناله می‌گفت:
ارباب! آخر درد من یکی دو تا نیست، با وجود این همه بدبختی، نمی‌دانم دیگر خدا چرا با من لج کرده و چشم تنها دخترم را«چپ» آفریده است؟!  دخترم همه چیز را دو تا می‌بیند.
ارباب پرخاش کرد و گفت:
بدبخت! چهل سال است نان مرا زهر مار می‌کنی! مگر کور هستی، نمی‌بینی که چشم دختر من هم «چپ» است؟!
دهقان گفت: چرا ارباب می‌بینم ...اما ...
چیزی که هست، دختر شما همه‌ی این خوشبختی‌ها را «دوتا» می‌بیند ...
ولی دختر من، این همه بدبختی را ...

تهیه کننده سند: ghader

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو