کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
با من سخن بگو ای جلوه ی حضور ای مطلق نبود ای سایه ی وجود با من سخن...

جزئیات بیشتر...




آرزوی هردوجهان
ای نوردل ودیده وجانم چونی وی آرزوی هردوجهان چونی من بی لب...

جزئیات بیشتر...


جواهر واقعی درون ماست
« 2224 بازدید »


تصویر
شرح: گدایی سی سال کنار جاده ای نشسته بود.
یک روز، غریبه ای از کنار او می گذشت.
گدا، به طور اتوماتیک، کاسه ی خود را به سوی غریبه گرفت و گفت:«بده در راه خدا!»
غریبه گفت:«چیزی ندارم تا به تو بدهم.»
آنگاه از گدا پرسید:«آن چیست که رویش نشسته ای؟»
گدا پاسخ داد:«هیچی! یک صندوق قدیمی ست. تا زمانی که یادم می آید، روی همین صندوق نشسته ام.»
غریبه پرسید:«آیا تاکنون داخل صندوق را دیده ای؟»
گدا جواب داد:«نه، برای چه داخلش را ببینم؟ در این صندوق هیچ چیز وجود ندارد.»
غریبه اصرار کرد:«چه عیبی دارد؟ نگاهی به داخل صندوق بینداز.»
گدا کنجکاو شد و سعی کرد در صندوق را باز کند.
ناگهان در صندوق باز شد و گدا با حیرت و ناباوری و شادمانی مشاهده کرد که صندوقش پر از جواهر است...

نقل از کتاب نیروی حال نوشته ی اکهارت تله
دسته: مهارتهای زندگی

تهیه کننده سند: فرحناز

نظرات بازدید کنندگان (1 نظر)    

آپارتمان A4A: طراحی سئو