کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
می رسد روزی که بی من روز ها را سر کنی می رسد روزی که مرگ عشق را باور...

جزئیات بیشتر...




راز موفقیت مرد کشاورز!
یکی از کشاورزان منطقه ای، همیشه در مسابقه‌ها، جایزه بهترین غله را به...

جزئیات بیشتر...


قصاص
« 2036 بازدید »

شرح: یکی از بندگان عمرولیث گریخته بود. کسان در عاقبتش برفتند و بازآوردند. وزیر را با وی غرضی بود و اشارت به کشتن فرمود تادگر بندگان چنین فعل روا ندارند. بنده پیش عمرو سر بر زمین نهاد و گفت به موجب آنکه پرورده نعمت این خاندانم نخواهم که در قیامت به خون من گرفتار آیی. اگر بی گمان این بنده را بخواهی کشت به تاویلی شرعی بکش تادرقیامت ماخوذ نباشی. گفت تاویل چگونه است ؟ گفت اجازت فرمای تا وزیر را بکشم. آنگاه به قصاص او بفرمای خون مرا ریختن تا به حق کشته باشی. ملک را خنده گرفت وزیر را گفت چه مصلحت می بینی ؟ گفت : ای خداوند جهان از بهر خدای این شوخ دیده را به صدقات گور پدر آزاد کن تا مرا در بلایی نیفکند.
دسته: مهارتهای زندگی

تهیه کننده سند: asman abri

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو