کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
من بودم و سیاهی شب های بی صدا من بودم و سکوت زخمی آهنگ های تو من بودم و گریه در عمق غربتم...

جزئیات بیشتر...




همین ها هستند...
همین‌ها هستند! مثل دوستی که همیشه موقع دست دادن خداحافظی،...

جزئیات بیشتر...


اره
« 2328 بازدید »

شرح: روزی مردی از کنار جنگلی می گذشت مرد دیگری را دید که با اره ای کند به سختی مشغول بریدن شاخه های درختان است .  پرسید ای مرد چرا اره ات را تیز نمی  کنی تا سریعتر شاخه ها را ببری . مرد گفت  وقت ندارم باید هیزم ها را تحویل دهم  کارم خیلی زیاد است و حتی گاه شب ها هم کار میکنم تا سفارش ها را به موقع برسانم .  دیگر وقتی برای تیز کردن اره نمی ماند .  

مرد داستان ما اگر گاهی می ایستاد و وقتی برای تیز کردن اره اش می گذاشت شاید دیگر با کمبود وقت مواجه نمی شد چون بدون شک با اره کند نمی توان سریع و موثر کار کرد .

حکایت بیشتر ما انسانها نیز همین است . باید اندکی تامل کنیم . گاه ذهن ما بسیار درگیر کار یا تحصیل است و ما با فشار زیاد  سعی در پیش کشیدن خود داریم .  گاه باید بایستیم و به درون خود رسیدگی کنیم و اره ذهن و روح خود را تیز کنیم  و البته همانطور که در پست قبلی گفتم گاه نیز برعکس باید از توجه بیش از حد به درون و به خویش پرهیز کنیم .  زندگی ترکیبی است از تناقض ها  
دسته: مهارتهای زندگی

تهیه کننده سند: مریم

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو