کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
باورت نمی شود که من وارهاده در میان حیرت کنون مانده با کورسویی از فانوس خاطرات دور در...

جزئیات بیشتر...




اندر فواید خیار
معمولا خیار در میهمانی ها و مجالس طرفداران زیادی دارد. ضمن اینکه...

جزئیات بیشتر...


مفلس شاد و دارای غمگین
« 1816 بازدید »

شرح: روزی دو صوفی با هم در راهی می‌رفتند. یکی بی‌چیز بود و با دیگری پنج دینار بود. صوفی مفلس، بی‌باک می‌رفت و اگر جایی ایمن بود و اگر مخوف، می‌خفت و از کس نمی‌ترسید. ولی صاحب پنج دینار دایم در بیم بود. تا وقتی بر سر چاهی رسیدند. جایی مخوف بود و جایگاه درندگان و دزدان.

مفلس از آن چاه آبی بخورد و خوش اندر خواب شد و صاحب پنج دینار از بیم نمی‌توانست بخوابد و با خود می‌گفت: «چه کنم، چه کنم؟»
تا از قضا آواز او به گوش آن مفلس رسید، بیدار شد و وی را گفت: «ای فلان، این همه چه کنم برای چیست؟» مرد گفت: «ای جوان‌مرد، با من پنج دینار است و این جای، مخوف است و تو اینجا بخفتی، ولی من نتوانم.» مفلس پاسخ داد: «این پنج دینار به من ده تا من چاره تو بکنم.» آن مرد زر به او داد. زر را بگرفت و اندر آن چاه افکند و گفت:
«رستی از چه کنم، چه کنم، ایمن بنشین و ایمن بخسب و ایمن برو».

عنصر المعالی کیکاووس بن اسکندر

تهیه کننده سند: فرحناز

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو