کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
وقتی که تنها چشمه روی زمین چشم من است ،لازم است که این چشمه همیشه خیس بماند. ...

جزئیات بیشتر...




ویژگی های فکری دوره خراسانی
در خراسان و ماوراءالنهر ،در قرون سوم وچهارم و به طور کلی عصرخراسانی...

جزئیات بیشتر...


سه مهمان
« 3181 بازدید »

شرح: روزی خانمی هنگام خروج از منزلش سه پیرمرد با ریش بلند سپید دید که جلوی در خانه اش نشسته اند. او به آنها گفت،  " من شما را نمی شناسم ولی فکر می کنم باید گرسنه باشید. لطفا داخل شوید تا چیزی برای خوردن برای شما آماده کنم."
آنها پرسیدند، " آیا همسر شما در منزل است؟"
زن پاسخ داد: " خیر ، سر کار است."
آنها سپس پاسخ دادند ، " بنابر این ما نمی توانیم وارد شویم."
غروب ، زمانیکه همسرش به منزل بازگشت ، زن ماجرا را برای وی تعریف کرد. شوهر او از وی خواست که به دم در رفته و آنها را به منزل دعوت کند. زن بیرون رفت و آن سه پیرمرد را به داخل منزل دعوت نمود. ولی آنها گفتند: " ما نمی توانیم هر سه با هم وارد منزل شویم" . زن متعجب از آنها پرسید : " چرا؟"
یکی از مردان در حالیکه با انگشتش  به یکی از دوستانش  اشاره می کرد توضیح داد ، " اسم او ثروت است و نام آن دیگری ( اشاره به نفر دوم) موفقیت است و اسم من هم عشق است. حال شما لطفا" به داخل رفته و با همسر خود مشورت کنید تا تصمیم بگیرید کدامیک از ما را می خواهید به منزل دعوت کنید."
زن به داخل رفته و آنچه را که شنیده بود برای همسرش شرح داد. همسر او که بسیار ذوق زده شده بود به زن گفت : " چه عالی! حالا که اینطور است برو و ثروت را بداخل دعوت کن . بگذار او خانه ما را سرشار از ثروت کند."
همسر وی پاسخ داد : " عزیزم چرا موفقیت را دعوت نکنیم؟" عروس آن زوج که در گوشه ای نشسته و داشت به حرفهای آنها گوش می داد ناگهان به میان حرف آن دو پرید و گفت: " بهتر نیست عشق را به داخل دعوت کنید؟ خانه ما با دعوت از او پر از عشق خواهد شد."
با شنیدن این حرف مرد به همسرش گفت ، " بیا به حرف عروسمان گوش کنیم و عشق را به داخل دعوت کنیم. برو و از او دعوت کن که وارد شود."
زن بیرون رفته و از آن سه مرد پرسید :‌" کدامیک از شما اسمش عشق است؟ ما از او دعوت می کنیم که وارد منزل شود."
عشق از جا برخاست و به سمت منزل حرکت کرد. در این حین آن دو مرد دیگر نیز از جا برخاسته و بدنبال عشق به سمت منزل حرکت کردند. زن که تعجب کرده بود، از ثروت و موفقیت پرسید، " من فقط عشق را به داخل دعوت کردم ، شما چرا وارد می شوید؟"
آن سه مرد هم صدا گفتند:
اگر تو ثروت یا موفقیت را بداخل دعوت می کردی ، آن دوتای دیگر بیرون می ماندند و نمی توانستند وارد شوند، ولی از آنجایی که توعشق را بداخل دعوت کردی ، هر جا که او برود ، ما هم بدنبالش خواهیم رفت. هر جا که عشق باشد ، ثروت و موفقیت نیز آنجا هست.
http://www.reikiworld.ir/catalog/page.asp?id=400
دسته: مهارتهای زندگی

تهیه کننده سند: فرحناز

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو