کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
پدرم ای که احساس تو پاکترین احساس است...تو می نوازی برای عشق، برای احساس، برای زندگی، لطافت و پاکی...

جزئیات بیشتر...




واقعیت های پنهان در مورد آقایون
چرا مردها دارای وجدان پاکی هستند؟ به این دلیل که هیچ گاه از آن...

جزئیات بیشتر...


کشاورز طماع
« 1065 بازدید »

شرح: روزی به کشاورز ثروتمندی پیشنهاد بخشش زمینی را دادند .برای به دست آوردن آن می بایست در روز هر چقدر که می خواست راه بپیماید ولی در هنگام غروب آفتاب به نقطه ی شروع باز گشته باشد . تا همان مقدار زمین را صاحب شود .
کشاورز برای این که از فرصت استفاده کند روز بعد صبح بسیار زود از نقطه ی آغاز به راه افتاد.چون می خواست تاجایی که امکان دارد زمین بیشتری را تصاحب کند .
با وجود آن که بسیار خسته بود تمام بعد از ظهر را می دوید زیرا که نمی خواست چنین فرصتی را که فقط یک بار نصیبش شده بود از دست بدهد .
عصر بود که شرط به یادش آمد لازم است تا غروب آفتاب خود را به نقطه ی آغاز برساند .پس از طمع خود دست کشید و در حالی که خورشید در حال غروب بود شروع به برگشتن کرد .
هرچه به غروب نزدیکتر می شد اوبه سرعت دویدن خود می افزود . بسیار خسته و نفسش به شماره افتاده بود و خود را بیش از اندازه به تحت فشار می گذاشت .
زمانی که به نقطه شروع رسید از فرط خستگی نقش بر زمین شد و مرد ....
او را به خاک سپردند و تمام زمینی که برای قبرش لازم بود فقط یک قطعه ی کوچک بود .....  

تهیه کننده سند: فرحناز

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو