کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
ایمان بیاوریم به زندگی مرا به ترنم قطره های باران قسم داده اند که لحظه های عمرم را با خیال سرد...

جزئیات بیشتر...




بیداد سکوت
آن شب بارانی هنوز یادت هست؟ که پنجه های باران چگونه...

جزئیات بیشتر...


حرف حسابی
« 4589 بازدید »


تصویر
شرح: مادر رو به پسر کوچکش کرد و
گفت : من نمی دانم چرا همیشه دستهای تو این قدر کثیف است ؟
آیا هیچ وقت دیده ای که دستهای من این طور کثیف باشد ؟
پسر جواب داد : ولی مادر جون من که دستهای ترا وقتی شش ساله بودی ندیدم !

دسته: داستان عاطفی

تهیه کننده سند: nika

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو