کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
باور نمی کنم که از میانتان رفتنی شدم موجی به سوی نور بودم ؛ به ساحل شب ماندنی شدم باور نمی...

جزئیات بیشتر...




آب حیات
درباره کسانی که عمر طولانی کنند و روزگاری دراز در این جهان بسر برند،...

جزئیات بیشتر...


افسانه استرالیایی
« 2044 بازدید »


تصویر
شرح: یک افسانه استرالیایی داستان شمنی را می گوید, که در سفری به همراه سه خواهرش به مشهورترین جنگجوی زمان برخورد.
جنگجو گفت: می خواهم با یکی از این دختران زیبا ازدواج کنم.
شمن گفت: اگر یکی از آن ها ازدواج کند, آن دوتای دیگر رنج می برند. من به دنبال قبیله ای می گردم که مردانش بتوانند سه زن بگیرند سال ها قاره استرالیا را پیمودند, بی آنکه چنین قبیله ای را بیابند.
هنگامی که پیر شدند و خسته از راهپیمایی ماندند یکی از خواهر ها گفت: دست کم یکی از ما می توانست شاد باشد.
شمن گفت: من اشتباه می کردم, اما حالا دیگر خیلی دیر شده است.و سه خواهرش را به سنگ تبدیل کرد, تا هر کس از آنجا می گذرد, بفهمد که شادی یک نفر, نباید به معنای غمگین شدن دیگران باشد.

دسته: مهارتهای زندگی

تهیه کننده سند: itak

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو