کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
خدایا؛ اون عشق بزرگی که من دنبالش بودم اون اتفاق عظیمی که مطمئن بودم باید بیفته تا زندگیم زیر...

جزئیات بیشتر...




من گنجشک نیستم
داستان, مصطفی مستور, نشر مرکز, 1388, روی ماه خداوند را ببوس،من دانای...

جزئیات بیشتر...


افسانه استرالیایی
« 2180 بازدید »


تصویر
شرح: یک افسانه استرالیایی داستان شمنی را می گوید, که در سفری به همراه سه خواهرش به مشهورترین جنگجوی زمان برخورد.
جنگجو گفت: می خواهم با یکی از این دختران زیبا ازدواج کنم.
شمن گفت: اگر یکی از آن ها ازدواج کند, آن دوتای دیگر رنج می برند. من به دنبال قبیله ای می گردم که مردانش بتوانند سه زن بگیرند سال ها قاره استرالیا را پیمودند, بی آنکه چنین قبیله ای را بیابند.
هنگامی که پیر شدند و خسته از راهپیمایی ماندند یکی از خواهر ها گفت: دست کم یکی از ما می توانست شاد باشد.
شمن گفت: من اشتباه می کردم, اما حالا دیگر خیلی دیر شده است.و سه خواهرش را به سنگ تبدیل کرد, تا هر کس از آنجا می گذرد, بفهمد که شادی یک نفر, نباید به معنای غمگین شدن دیگران باشد.

دسته: مهارتهای زندگی

تهیه کننده سند: itak

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو