کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
به روشنای اشراق آفتاب چه بی ادعا ... غروب غرور مرا فهمید ! به جرأت زمین چه صادقانه از...

جزئیات بیشتر...




بروکلی
باورتان می شود که استفاده آدمها از کلم بروکلی بیش از 2000 سال قدمت...

جزئیات بیشتر...


در جستجو تردید مکن
« 2225 بازدید »

شرح: راما کریشنا تعریف می کند که مردی می خواست از رودی بگذرد که استاد راما نزدیک شد.
چیزی بر کاغذ نوشت و آن را بر پشت مرد چسباند و گفت :
نگران نباش . ایمان تو کمکت می کند تا بر آب راه بروی .
اما هر لحظه ایمانت را از دست بدهی ، غرق خواهی شد .
مرد به استاد راما اعتماد کرد و پایش را بر آب گذاشت و به راحتی پیش رفت .
اما ناگهان هوس کرد ببیند که استاد بر کاغذی که به پشت او چسبانده چه نوشته است .
آن را برداشت و خواند : ایزد ِراما ، به این مرد کمک کن تا از رود بگذرد.
مرد فکر کرد :همین ؟ این ایزد ِراما اصلا کی هست ؟
در همان لحظه ، شک در ذهنش جای گرفت ، در آب فرو رفت و غرق شد.
به هر چیز میخواهی شک کن.
اما هرگز فکر بد نکن.
دسته: حکایات دینی و معنوی

تهیه کننده سند: ghader

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو