کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
باورت نمی شود که من وارهاده در میان حیرت کنون مانده با کورسویی از فانوس خاطرات دور در...

جزئیات بیشتر...




تکیه امیر چخماق یزد
...

جزئیات بیشتر...


در جستجو تردید مکن
« 2828 بازدید »

شرح: راما کریشنا تعریف می کند که مردی می خواست از رودی بگذرد که استاد راما نزدیک شد.
چیزی بر کاغذ نوشت و آن را بر پشت مرد چسباند و گفت :
نگران نباش . ایمان تو کمکت می کند تا بر آب راه بروی .
اما هر لحظه ایمانت را از دست بدهی ، غرق خواهی شد .
مرد به استاد راما اعتماد کرد و پایش را بر آب گذاشت و به راحتی پیش رفت .
اما ناگهان هوس کرد ببیند که استاد بر کاغذی که به پشت او چسبانده چه نوشته است .
آن را برداشت و خواند : ایزد ِراما ، به این مرد کمک کن تا از رود بگذرد.
مرد فکر کرد :همین ؟ این ایزد ِراما اصلا کی هست ؟
در همان لحظه ، شک در ذهنش جای گرفت ، در آب فرو رفت و غرق شد.
به هر چیز میخواهی شک کن.
اما هرگز فکر بد نکن.
دسته: حکایات دینی و معنوی

تهیه کننده سند: ghader

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو