کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
هیچ تجربه ای برای یک آفتابگردان، تلخ تر از هرزگی آفتاب نیست. خسته ام از روزهایی که بدنبال...

جزئیات بیشتر...




اجتناب ناپذیر
هیچگاه بی تو بودن را برای تجربه ، لمس نکردم ...

جزئیات بیشتر...


داستان آموخته های علمی پسر در صومعه و درک ِخدا
« 1948 بازدید »


تصویر
شرح: داستان آموخته های علمی پسر در صومعه و درک ِخدا
خانواده ای پسرشان را برای تعلیمات مذهبی به صومعه ای سپردند .
وقتی پسر ۲۴ ساله شد روزی پدرش از او پرسید :
آیا میتوانی پس ازاین همه تحصیل بگویی چگونه میتوان درک کرد خدا در همه چیز وجود دارد ؟
پسر شروع کرد به نقل از متون مقدس ...
اما پدرش گفت: این هایی که میگویی خیلی پیچیده است، راه ساده تری نمیدانی ؟
پسر گفت : نمیدانم پدر من مرد با فرهنگی هستم و برای توضیح هر چیزی باید از فرهنگ و آموخته هایم استفاده کنم !
پدر ناله کرد : من تو را به صومعه فرستادم و فقط پولم را هدر دادم !
بعد دست پسرش را گرفت و او را به آشپزخانه برد ظرفی را پر آب کرد و در آن مقداری نمک ریخت . بعد همراه پسرش به شهر رفتند .
بعدازبرگشت پدر به پسرش گفت ظرف نمک رابیاور و به اوگفت: نمک ها رامیبینی ؟
پسر گفت : نه نامرئی شدند !
پدر گفت : کمی از آب بچش !
پسر گفت : شور است !
پدر گفت : سال ها درس خواندی و نمیتوانی خیلی ساده توضیح بدهی خدا در همه چیز وجود دارد .
من ظرف آبی، برداشتم اسم خدا را گذاشتم نمک و به راحتی این را توضیح دادم که خدا چگونه در همه چیز وجود دارد طوری که یک بی سواد هم میفهمد .
پسرم لطفا دانشی که تورا از مردم دور میکند کنار بگذار ودنبال دانشی برو که تورا به مردم نزدیک کند.
دسته: حکایات دینی و معنوی

تهیه کننده سند: ghader

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو