کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
کاش می شد کوچه باغ عشق را در میان گامهای خسته ای تقسیم کرد کاش می شد در نگاه سرد...

جزئیات بیشتر...




ای جان جان،بی من مرو
همایون شجریان, دستان, سعید فرجپوری, حمید متبسم (تار) پژمان حدادی(تنبک...

جزئیات بیشتر...


بودا و زن بد(قضاوت)
« 3138 بازدید »


تصویر
شرح: بودا و زن هرزه!
بودا به دهی سفر کرد .
زنی که مجذوب سخنان او شده بود ازبودا خواست تا مهمان وی باشد .
بودا پذیرفت و مهیای رفتن به خانه‌ی زن شد .
کدخدای دهکده هراسان خودرا به بودا رسانید وگفت:
«این زن، هرزه است، به خانه‌ی او نروید.»
بودا به کدخدا گفت :
« یکی از دستانت را به من بده».
کدخدا تعجب کرد و یکی از دستانش را در دستان بودا گذاشت .
آنگاه بودا گفت : «حالا کف بزن».
کدخدا بیشتر تعجب کرد و گفت:
« هیچ کس نمی‌تواند با یک دست کف بزند.»
بودا لبخندی زد و پاسخ داد :
«هیچ زنی نیز نمی تواند به تنهایی بد و هرزه باشد، مگر این که مردان دهکده نیز هرزه باشند .
بنابراین مردان و پول‌هایشان است که از این زن، زنی هرزه ساخته‌اند .»
دسته: داستان عاطفی

تهیه کننده سند: ghader

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو