کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
مرا ببخش ... زمن مپرس چرا ، چگونه ؟ تا کی این چنین بی قرار و نا آرام ؟ دلی که بینوای تو...

جزئیات بیشتر...




آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا
بنان, شهریار, روح اله خالقی, آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا بی...

جزئیات بیشتر...


بودا و زن بد(قضاوت)
« 2420 بازدید »


تصویر
شرح: بودا و زن هرزه!
بودا به دهی سفر کرد .
زنی که مجذوب سخنان او شده بود ازبودا خواست تا مهمان وی باشد .
بودا پذیرفت و مهیای رفتن به خانه‌ی زن شد .
کدخدای دهکده هراسان خودرا به بودا رسانید وگفت:
«این زن، هرزه است، به خانه‌ی او نروید.»
بودا به کدخدا گفت :
« یکی از دستانت را به من بده».
کدخدا تعجب کرد و یکی از دستانش را در دستان بودا گذاشت .
آنگاه بودا گفت : «حالا کف بزن».
کدخدا بیشتر تعجب کرد و گفت:
« هیچ کس نمی‌تواند با یک دست کف بزند.»
بودا لبخندی زد و پاسخ داد :
«هیچ زنی نیز نمی تواند به تنهایی بد و هرزه باشد، مگر این که مردان دهکده نیز هرزه باشند .
بنابراین مردان و پول‌هایشان است که از این زن، زنی هرزه ساخته‌اند .»
دسته: داستان عاطفی

تهیه کننده سند: ghader

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو