کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
... پس از تو هجوم گریه و درنگ بغض زمان پس از تو درغبار غروب ، شکست انحنای افق پس از تو...

جزئیات بیشتر...




عجب هتل هایی!!!
...

جزئیات بیشتر...


اثر تــکــبــر بر وجود انسان از زبان مسیح
« 1964 بازدید »


تصویر
شرح: روزى حضرت عیسى (ع) از صحرایى میگذشت .
در راه به عبادت‏گاهى رسید که عابدى در آن‏جا زندگى مى‏کرد. حضرت با او مشغول سخن گفتن شد.
در این هنگام جوانى که به کارهاى زشت و ناروا مشهور بود از آن‏جا گذشت .وقتى چشمش به حضرت عیسى (ع) و مرد عابد افتاد ، پایش سست شد  و   از  رفتن باز ماند و همان‏جا ایستاد و گفت:
خدایا من از کردار زشت خویش شرمنده ‏ام .
اکنون اگر پیامبرت مرا ببیند و سرزنشم کند ، چه کنم ؟ خدایا  ! عذرم را بپذیر و آبرویم را  مبر .
مرد عابد تا آن جوان را دید سر به آسمان بلند کرد و گفت :
خدایا ! مرا در قیامت با این جوان گناه‏ کار محشور مکن .
در این هنگام خداى برترین به پیامبرش وحى فرمود که به این عابد بگو:
ما  دعایت را مستجاب کردیم  و تو را  با این جوان محشور نمی کنیم ،
چرا که او به دلیل توبه و پشیمانى ، اهل بهشت است و تو به دلیل غرور و خودبینى ، اهل دوزخ !.
دسته: حکایات دینی و معنوی

تهیه کننده سند: ghader

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو