کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
... نمی دانم اکنون که حادثه معنای تقدیر به خود گرفته دیگر به اتهام زمان ایمان آورده...

جزئیات بیشتر...




دوست واقعی؟
یه شب خانم خونه اصلاً به خونه برنمیگرده و تا صبح پیداش نمیشه! صبح...

جزئیات بیشتر...


مهمترین درس زندگی«ملاقاتی»!!!!
« 1852 بازدید »

شرح: مـــــلاقـاتــی....!!!
سرباز از برج دیده بانی نگاه میکرد و عکاس را میدید که بی خیال پیش می آمد .
سه پایه اش را به دوش میکشید و هیچ توجهی به تابلوی
«منطقه نظامی/ عکاسی ممنوع» نکرد !
هوا سرد بود و حوصله نداشت از دکل پایین بیاید ، دستور
تیر هم داشت . مگسک را  تنظیم کرد  و  لحظه نفس در
سینه اش حبس شد.
تلفن که زنگ زد ، تیرش خطا رفت...
ـ جک خواهرت از مینه سوتا آمده بود  تو را ببیند،همان که میگفتی عکاس روزنامه است .فرستادمش سر پستت ؛ تا  غافلگیر شوی...!!!

آخرین درس زندگی:هرچه بر خود میپسندی بر دیگران هم بپسند!
دسته: حکایات دینی و معنوی

تهیه کننده سند: ghader

نظرات بازدید کنندگان    

آپارتمان A4A: طراحی سئو