کیانا وحدتی
راهنمای سایت
صفحه اصلی تالار گفت و گوزبان و ادبیاتموسیقی ایرانیکتابخانه کیانافیلم/کارتونمعماریاخبار و دانستنیهاپزشکی و سلامتبیداری معنویفرهنگ لغتدرباره کیاناورود
<<بعدیقبلی>>


کیانا وحدتی
اگر تو بیایی به کوچه ی خزان زده ی انتظار خسته ی من شکوه کهکشانها بستر گامهای تو خواهد...

جزئیات بیشتر...




قمر الملوک وزیری
یکی از شیر زنان ایران که در بین هنرمندان معاصر نقش مهمی داشته است...

جزئیات بیشتر...


« خداوند از انسان چه می خواهد؟!...»
« 1901 بازدید »


تصویر
شرح: شبی از شبها، شاگردی در حال عبادت و تضرع  وگریه و زاری و طلب بخشایش از خداوند بود..،
در همین حال مدتی گذشت، تا آنکه استاد خود را،  بالای سرش دید، که  با تعجب و حیرت؛  او را،  نظاره می کند !
استاد پرسید : برای چه این همه  ابراز ناراحتی و گریه و زاری می کنی؟
شاگرد گفت : برای طلب بخشش و گذشت خداوند از گناهانم، و  برخورداری از لطف خداوند!
استاد گفت : سوالی می پرسم ، پاسخ ده؟
شاگرد گفت : با کمال میل؛  استاد.
استاد گفت : اگر مرغی را، پروش دهی ، هدف تو از پرورش آن  چیست؟
شاگرد گفت: خوب معلوم است استاد؛ برای آنکه از گوشت و تخم مرغ آن بهره مند شوم .
استاد گفت: اگر آن مرغ، برایت گریه و زاری کند، آیا از تصمیم خود، منصرف خواهی شد؟
شاگردگفت: خوب راستش نه...! راستش نمی توانم هدف دیگری از پرورش آن مرغ، برای خود،  تصور کنم!
استاد گفت: حال اگر این مرغ ، برایت تخم طلا دهد چه؟ آیا باز هم او را، خواهی کشت، تا از آن بهره مند گردی؟!
شاگرد گفت : نه هرگز استاد، مطمئنا آن تخمها، برایم مهمتر و  با ارزش تر ، خواهند بود!
استاد گفت :  
پس تو نیز؛ برای خداوند چنین باش.
همیشه تلاش کن، تا با ارزش تر از جسم و ذهن وگوشت و استخوانت گردی.
تلاش کن تا آنقدر برای انسانها، هستی وکائنات خداوند، با ارزش شوی
تا  موردِ  توجه، لطف و  رحمتِ  او،  قرار گیری.
خداوند از  تو  گریه و  زاری نمی خواهد،
او، از تو رشد، تعالی، کمال  و  با ارزش شدن را میخواهد و می پذیرد.
« نه ابراز ناراحتی و گریه و  زاری  را.....!!!»
خاطره

دوستان این داستان نوشته خودمه، به خاطر همین خوشحال میشم، نظرات و انتقاداتتون رو، درباره اش بشنوم.   پیشاپیش از توجهتون ممنون. م.ن
دسته: حکایات دینی و معنوی

تهیه کننده سند: ghader

نظرات بازدید کنندگان (24 نظر)    

آپارتمان A4A: طراحی سئو